جامعه نیازمند ادبیات وحدتآفرین است
جمهوری اسلامی ایران امروز در نقطهای قرار گرفته است که مجموعهای از گزینههای سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک پیش روی آن قرار دارد.
محمدعلی ابطحی؛ عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز / همانگونه که رئیسجمهور پزشکیان نیز تأکید کردهاند، کشور میتواند درمسیر مذاکرهای عزتمندانه و مبتنی بر حفظ منافع ملی حرکت کند یا در وضعیت فرسایشی «نه جنگ و نه صلح» باقی بماند و یا مسیر تقابل و درگیری را ادامه دهد.
در چنین شرایطی، آنچه به عنوان انتخابی عقلانی، منطقی و منطبق بر منافع ملی شناخته میشود، بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی برای تثبیت دستاوردهایی است که نیروهای مسلح در میدان به دست آوردهاند.
واقعیت این است که هر دستاورد میدانی زمانی ماندگار و مؤثر خواهد بود که بتواند در عرصه سیاسی و دیپلماتیک نیز به نتیجه برسد. از سوی دیگر، دیپلماسی نیز بدون پشتوانه قدرت ملی و توان میدانی، عملاً به ابزاری کماثر تبدیل میشود. به همین دلیل، میدان و دیپلماسی نه در تقابل با یکدیگر، بلکه در امتداد هم معنا پیدا میکنند و هر کدام مکمل دیگری هستند.
ترجیح عقلانی در شرایط کنونی، حفظ منافع ملی، صیانت از عزت کشور و تسریع در تثبیت دستاوردهای نیروهای مسلح است. این دستاوردها تنها در بعد نظامی خلاصه نمیشود، بلکه شامل تثبیت اقتدار ملی، افزایش اعتماد عمومی و ارتقای موقعیت ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی نیز هست. هرگونه مذاکرهای که بر پایه عزت، احترام متقابل و حفظ اقتدار شکل بگیرد، میتواند به احقاق حقوق ملت ایران و تثبیت منافع ملی منجر شود.
در شرایط فعلی، مسأله آتشبس و فضای پس از آن نیز اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
یکی از مهمترین تحولاتی که در این دوره شکل گرفت، انسجام طبیعی جامعه حول محور ایران، امنیت ملی و حمایت از نیروهای مسلح بود. مردم در این مدت نشان دادند که در بزنگاههای حساس، ظرفیت بالایی برای همبستگی و همراهی دارند.
عملکرد نیروهای مسلح، مدیریت دولت و تحرکات دیپلماتیک، هر کدام به سهم خود در ایجاد این انسجام نقشآفرین بودند. این همگرایی اجتماعی، سرمایهای مهم برای کشور محسوب میشود؛ سرمایهای که حفظ و تقویت آن حتی از شکلگیری اولیهاش مهمتر است.
با این حال، حفظ انسجام ملی نیازمند مراقبت دائمی است. نشانههای وحدت اجتماعی را میتوان در حضور مردم در خیابانها، حمایت عمومی از امنیت ملی و همراهی با منافع کشور مشاهده کرد. این نشانهها بیانگر وجود یک همبستگی طبیعی در جامعه هستند اما هر اقدامی که به دوگانهسازیهای سیاسی و جناحی دامن بزند، میتواند این انسجام را تضعیف کند.
انسجام ملی زمانی پایدار میماند که همه جریانها و سلایق سیاسی خود را در چهارچوب منافع ملی سهیم بدانند.
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند ادبیاتی وحدتآفرین، پرهیز از انحصارطلبی و توجه به اشتراکات ملی است. اگر سرمایه اجتماعی شکلگرفته در این مقطع حساس حفظ شود، کشور میتواند با قدرت بیشتری در مسیر تأمین منافع خود حرکت کند.
در این میان، دیپلماسی باید به عنوان ادامه میدان تعریف شود. تجربههای تاریخی نشان داده است که مذاکره بدون پشتوانه قدرت، نتیجهای پایدار به همراه ندارد. همانطور که میدان بدون بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی نیز نمیتواند دستاوردهای خود را تثبیت کند. این دو حوزه زمانی موفق خواهند بود که در کنار یکدیگر قرار گیرند و در یک مسیر مشترک حرکت کنند.
دیپلماسی میتواند راه را برای تثبیت دستاوردها، کاهش هزینهها و گشایش در مناسبات بینالمللی هموار کند اما این دیپلماسی زمانی اثرگذار خواهد بود که از موضع اقتدار و بر پایه توان ملی شکل بگیرد. در مقابل، میدان نیز برای آنکه نتایج خود را به منافع پایدار تبدیل کند، نیازمند آن است که از مسیر گفتوگو و تعامل سیاسی پشتیبانی شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که نگاههای تقابلی و جناحی کنار گذاشته شود و همه ظرفیتهای کشور در خدمت حفظ منافع ملی قرار گیرد.
ایران در شرایطی قرار دارد که میتواند با تکیه بر انسجام داخلی، اقتدار دفاعی و دیپلماسی فعال، مسیر تثبیت حقوق ملت را دنبال کند. موفقیت در این مسیر مستلزم آن است که هم میدان و هم دیپلماسی، در چارچوب یک راهبرد واحد و با هدف حفظ عزت و اقتدار کشور عمل کنند.
انتهای پیام/