بازخوانی سخنرانی وزیر فرهنگ در بیستوسومین اجلاس شانگهای
از جاده ابریشم تا جاده گفتوگو
سخنرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بیستوسومین نشست وزیران فرهنگ سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان را میتوان تلاشی برای برجستهسازی نقش فرهنگ در معماری جدید مناسبات منطقهای دانست. سخنرانیای که از یکسو بر ظرفیتهای تمدنی مشترک کشورهای عضو تکیه دارد و از سوی دیگر، میکوشد فرهنگ را از جایگاه یک فعالیت صرفاً هنری یا نمادین به سطح یک ابزار مؤثر در دیپلماسی و همکاریهای بینالمللی ارتقا دهد.
رضا صائمی: هسته اصلی این سخنرانی، تأکید بر «دیپلماسی فرهنگی» است. در جهانی که رقابتهای ژئوپلتیک و منازعات سیاسی بر روابط دولتها سایه افکنده، ارجاع به میراث مشترک، جاده ابریشم، گفتوگوی تمدنها و تبادل فرهنگی، تلاشی برای تعریف زبان مشترکی است که بتواند فراتر از اختلافات سیاسی عمل کند.
اشاره به همکاری در حوزه ثبت میراث ناملموس، ترجمه آثار ادبی، توسعه همکاریهای سینمایی، دیجیتالسازی نسخههای خطی و حتی صنایع خلاق فرهنگی، نشان میدهد نگاه ارائهشده صرفاً معطوف به گذشته نیست، بلکه آینده فرهنگ و فناوری را نیز در بر میگیرد.
از منظر سیاستگذاری فرهنگی نیز، پیشنهادهای مطرحشده از انسجام نسبی برخوردارند. ایجاد شبکه مراکز مطالعات تمدنی، برگزاری هفتههای فرهنگی و حمایت از تولیدات مشترک فرهنگی، اگر از سطح بیانیه فراتر بروند، میتوانند به تقویت ارتباط میان نخبگان، دانشگاهیان و هنرمندان کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای بینجامند. تجربه بسیاری از سازمانهای منطقهای نشان داده که پیوندهای فرهنگی، در بلندمدت میتوانند بستری پایدارتر از توافقهای صرفاً سیاسی یا اقتصادی برای توسعه همکاریها ایجاد کنند.
در عین حال، بخش پایانی سخنرانی که به مسائل امنیتی و تحولات منطقهای اختصاص یافته، رنگ و بوی سیاسی پررنگتری دارد و نسبت به بخش فرهنگی، لحن متفاوتی پیدا میکند. همین تغییر لحن باعث میشود متن از یک سخنرانی صرفاً فرهنگی فاصله گرفته و به بیانیهای با ابعاد سیاسی نیز تبدیل شود. این شیوه، اگرچه در مجامع بینالمللی مسبوق به سابقه است، اما میتواند بر نحوه دریافت پیام فرهنگی توسط مخاطبان نیز اثر بگذارد؛ بویژه در سازمانی که اعضای آن دارای رویکردها و منافع سیاسی متنوع هستند.
نکته قابل توجه دیگر، تأکید بر مفهوم «تمدن مشترک» است. این مفهوم، در صورت تبدیل شدن به برنامههای عملی، میتواند سازمان همکاری شانگهای را از یک نهاد عمدتاً امنیتی و اقتصادی، به بازیگری فعال در عرصه فرهنگ نیز نزدیکتر کند. بهرهگیری از ظرفیتهای مشترک در حوزه میراث، هنر، ادبیات و صنایع خلاق، فرصتی است که کشورهای عضو، بویژه کشورهای دارای پیشینه تاریخی غنی، میتوانند از آن برای افزایش تعاملات مردمی و شناخت متقابل استفاده کنند.
یکی از نقاط قوت این سخنرانی، تلاش برای عبور از نگاه مناسکی به فرهنگ و تبدیل آن به یک دستورکار اجرایی است. برخلاف بسیاری از سخنرانیهای رسمی که به کلیگویی درباره اهمیت فرهنگ بسنده میکنند، در این متن، مجموعهای از پیشنهادهای مشخص در حوزههای میراث فرهنگی، ترجمه، سینما، کتابخانهها، پژوهشهای تمدنی و صنایع خلاق ارائه شده است. این رویکرد، از یکسو نشان میدهد که دیپلماسی فرهنگی بدون طراحی سازوکارهای عملی و همکاریهای نهادی، به نتیجهای ملموس نخواهد رسید و از سوی دیگر، بیانگر آن است که سازمان همکاری شانگهای میتواند در کنار کارکردهای اقتصادی و امنیتی، هویت فرهنگی منسجمتری نیز پیدا کند. البته تحقق این چشمانداز، مستلزم آن است که کشورهای عضو، فرهنگ را نه صرفاً ابزاری برای نمایش هویت ملی، بلکه عرصهای برای تولید منافع مشترک و افزایش سرمایه اجتماعی منطقهای تلقی کنند؛ نگاهی که در صورت تداوم، میتواند همکاریهای فرهنگی را از سطح رویدادهای نمادین به شبکهای پایدار از تعاملات علمی، هنری و مردمی ارتقا دهد.
در مجموع، این سخنرانی بیش از آنکه گزارشی از فعالیتهای فرهنگی باشد، تلاشی برای صورتبندی یک گفتمان فرهنگی در چارچوب همکاریهای منطقهای است. گفتمانی که موفقیت آن نه در متن سخنرانی، بلکه در میزان تحقق پیشنهادهای مطرحشده و تبدیل آنها به پروژههای مشترک، قابل ارزیابی خواهد بود. دیپلماسی فرهنگی زمانی معنا پیدا میکند که از سطح شعار عبور کرده و به جریان مستمر تبادل اندیشه، هنر، دانش و تجربه میان ملتها تبدیل شود؛ مسیری که اگر با اراده و برنامهریزی عملی همراه باشد، میتواند یکی از پایدارترین دستاوردهای همکاریهای منطقهای باشد.
انتهای پیام/