تاریخ خاورمیانه مدرن ۹۵
از اشغال ازمیر تا خیزش ملی ترکیه
جهان
167032
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: حتی پیش از آنکه پیمان سور رسماً به امضا رسد، رویدادهایی در دل آناتولی آغاز شده بود که بهزودی آن پیمان را بیاعتبار ساخت. در واکنش به اشغال و تقسیم سرزمین، گروههایی از مردم محلی ترک، تحت نام «انجمنهای دفاع از حقوق»، سر به مقاومت برداشتند.
کلیولند نوشت: این جنبش خودجوش که از دستههای داوطلب شبهنظامی و واحدهای سیار چریکی پدید آمده بود، در سال ۱۹۱۹ با ورود سه فرمانده کارآزموده عثمانی سیمایی تازه یافت و از شورش پراکنده به مبارزهای سازمانیافته برای استقلال ملی بدل شد. در میان این فرماندهان، ستاره درخشان روزگار، مصطفی کمال بود که بهتدریج زمام رهبری نهضت را در دست گرفت.
هنگامی که دولت سلطان از فعالیتهای او آگاه شد، وی را از منصب نظامی برکنار کرد و بدینسان، کمال از افسر عثمانی به شورشگری بدل گشت که آشکارا در برابر سیاستهای حکومت قانونی استانبول ایستاد. اما او تنها نبود؛ دیگر فرماندهان برجسته نیز اقتدارش را به رسمیت شناختند و به صف جنبشی پیوستند که رسالت خود را نه صرفاً نافرمانی، بلکه بازتعریف مقاومت بهمثابه دفاع از استقلال و موجودیت ملی ترکیه میدانست.
رخدادی که این مقاومت را انسجامی تازه بخشید و وجدان جمعی ترکزبانان آناتولی را بیدار ساخت، هجوم ارتش یونان به خاک آناتولی بود؛ واقعهای که خطر نابودی سرزمین و ملت را در برابر دیدگان آنان عریان ساخت و مبارزه را به خیزشی سراسری بدل کرد.
در جریان مذاکرات صلح پس از جنگ جهانی اول، الوتریوس ونیزلوس، نخستوزیر یونان، با مهارت سیاسی خویش توانست پشتیبانی متفقین را برای گسترش حضور نظامی و نفوذ سیاسی یونان در ازمیر و نواحی پیرامونی آن به دست آورد. در پی این توافق، روز چهاردهم مه ۱۹۱۹، یک اسکادران از نیروهای متفقین، لشکری کامل از ارتش یونان را در بندر ازمیر پیاده کرد.
یونانیان بیدرنگ زمام شهر را گرفتند و سپس موجی از خشونت و خونریزی به راه انداختند؛ فجایعی که با کشتار غیرنظامیان ترک، هتک حرمت مساجد و تخریب نمادهای اسلامی همراه شد. هدف آشکار آنان، تسلط بر دشتهای حاصلخیز پیرامون ازمیر و گسترش سیطره تا اعماق فلات آناتولی بود. پیشروی آنان چندان گسترده شد که تا سال ۱۹۲۱ به تصرف بورسا ــ پایتخت پیشین عثمانی ــ انجامید و سایه تهدیدشان بر سر جنبش نوپای ملیگرایان به رهبری مصطفی کمال سنگینی کرد.
در برابر این پیشروی، مصطفی کمال کوشید تا پایگاه مقاومت ملی را نه تنها در میدان نبرد، بلکه در عرصه مشروعیت سیاسی گسترش دهد. او در پی آن بود که جنبش ملی را بهعنوان نماینده راستین ملت ترکیه به جای دولت استانبول ــ که در قید و بند اشغالگران بود ــ مطرح سازد. حاصل این تلاشها در بهار ۱۹۲۰ در آنکارا تبلور یافت: نهادی نمایندگی از دل انجمنهای مقاومت محلی سراسر آناتولی و تراکیه، همراه با شماری از نمایندگان پیشین مجلس منحل شده عثمانی گرد آمدند و مجلسی تازه پدید آوردند.
انتهای پیام/