خدایار خاشع، دبیر کمیته شرکتهای سرمایهگذاردر آزادراهها:
چرا ایران باید ساخت پروژههای جدید را محدود کند؟
اقتصاد
167536
خدایار خاشع، دبیر کمیته شرکتهای سرمایهگذاردر آزادراهها در یادداشتی در روزنامه ایران درباره توسعه آزاد راهها در ایران نوشت. در زیر خلاصه این یادداشت را می خوانید.
*گاهی برای فهمیدن وضعیت یک کشور، باید به جادهها، پلها و راهآهنهایش نگاه کرد؛ نه فقط به تولید ناخالص داخلی و آمار رشد اقتصادی.
*زیرساخت، حافظه فیزیکی یک کشور است یعنی آنچه نسلهای گذشته ساختهاند و نسلهای آینده باید از آن استفاده کنند.
* ایران امروز با یک دوگانگی در سیاست زیرساختی روبهرو است. از یک طرف، بخش قابل توجهی از زیرساختهای موجود کشور، بهخصوص راهها، پلها و ابنیه فنی، نیازمند نگهداری، بهسازی و بازسازی هستند و از طرف دیگر، با انبوهی از پروژههای نیمهتمام مواجهیم.
*آیا منطقی است که با بودجه محدود، هم پروژههای نیمهتمام گذشته را ادامه دهیم، هم شبکه موجود را نگهداری کنیم و هم مرتباً پروژههای جدیدی را آغاز کنیم؟ پاسخ روشن است: خیر.
*وقتی منابع محدود است، شروع هر پروژه جدید به معنای تقسیم بیشتر منابع است. به این معنی که در عمل نه پروژههای قدیمی بموقع تمام میشوند و نه پروژههای جدید و در نتیجه، پروژههای نیمهتمام، به پروژههای نیمهتمام جدید متصل میشوند و این چرخه سالها ادامه پیدا میکند.
*در اقتصاد زیرساخت، یک پروژه تا زمانی که به بهرهبرداری نرسیده، تمام ارزش اقتصادی خود را ایجاد نمیکند.
*اولویت دادن به اتمام پروژههای دارای توجیه اقتصادی و اجتماعی بالا، گاهی از شروع پروژههای جدید بسیار مهمتر است.
*پروژهای که تمام نمیشود، سرمایه نیست؛ سرمایه منجمدشده است، در اقتصاد زیرساخت، یک پروژه تا زمانی که به بهرهبرداری نرسیده، تمام ارزش اقتصادی خود را ایجاد نمیکند.
*گاهی پروژه جدید نه به دلیل اولویت ملی، بلکه به دلیل مطالبه یا فشار سیاسی آغاز میشود.
*نماینده مجلس طبیعتاً وظیفه دارد مطالبات حوزه انتخابیه خود را پیگیری کند؛ اما مشکل زمانی ایجاد میشود که هر مطالبه به یک «ردیف عمرانی» تبدیل شود، بدون آنکه مشخص باشد هزینه نهایی پروژه چقدر است و مهمتر از همه، آیا کشور توان نگهداری آن را پس از افتتاح دارد؟ این سؤال آخر را نباید فراموش کنیم.
*ساختن یک راه، پایان هزینه نیست؛ آغاز هزینههای نگهداری آن است.
*به نظر وقت آن رسیده است که درباره پروژههای حملونقل کشور، خصوصاً پروژههای ریلی، یک ارزیابی جدی درباره مسألههای پس از بهرهبرداری انجام شود.
*در شرایطی که هزاران پروژه نیمهتمام داریم، بودجه محدود است و بخش مهمی از سرمایههای موجود کشور نیازمند نگهداری و بازسازی است، شاید بزرگترین تحول در سیاست عمرانی کشور این نباشد که چه پروژه جدیدی را شروع کنیم؛ بلکه این باشد که کدام پروژه را شروع نکنیم.
*گاهی نساختن یک پروژه کماولویت، خود یک تصمیم بزرگ عمرانی است. شاید زمان آن رسیده باشد که از فرهنگ «افتتاح پروژه» به فرهنگ «ایجاد ارزش از زیرساخت» عبور کنیم.
متن کامل این خبر را در لینک زیر بخوانید.
انتهای پیام/