کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن ۱۰۷
جنگ جهانی دوم و فروپاشی یکروزه ارتش رضاخان
جهان
169826
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: اگرچه مراکز شهری تحت حکومت رضاخان در حال تغییر بودند اما مناطق روستایی تغییرات مشابهی را تجربه نکردند.
کلیولند نوشت: اگرچه مراکز شهری تحت حکومت رضاخان در حال تغییر بودند اما مناطق روستایی تغییرات مشابهی را تجربه نکردند. این وضعیت نهتنها ناشی از کمتوجهی به توسعه کشاورزی بود، بلکه به طور مستقیم شرایطی را ایجاد میکرد که قدرت مالکان زمین بر مستأجران افزایش یابد و کیفیت زندگی دهقانان بهشدت کاهش یابد. حکومت اقداماتی را به اجرا گذاشت که به مالکان امکان میداد زمینهای خود را به بهای مالکیت دهقانان گسترش دهند؛ بهطوری که تا اوایل دهه ۱۹۳۰، حدود ۹۵ تا ۹۸ درصد جمعیت کشاورزی فاقد زمین بودند. بخشی از این اقدامات در راستای تلاش رضاخان برای پیوستن به طبقه اشرافی زمیندار بود. اگرچه او برخی خانوادههای برجسته را از مالکیت اراضی محروم ساخت، اما از دیگران با پیشنهاد اعطای مناصب دولتی و تضمین کرسی در مجلس حمایت میکرد. از طریق مصادرهها و تصرفات مستقیم، افسر سابق هنگ قزاق به بزرگترین مالک زمین در کشور بدل شد و با ازدواج دخترش با یکی از اعضای طبقه اشراف و انتخاب همسر سوم از میان آنان، پیوند خود با این طبقه را مستحکم ساخت. در چنین شرایطی، رابطه میان مالک و مستأجر همانگونه که بود، رابطهای از استثمار بیرحمانه باقی ماند. در ایران دوران رضاخان حکومت او روستاییان را به پذیرش لباسهای اروپایی وادار میکرد، اما به هیچوجه تلاش نمینمود رفاه آنان را بهبود بخشد یا مشارکتشان را در زندگی ملی افزایش دهد.
یکی از شرکتهای خارجی که رضاخان نتوانست کنترل آن را به دست گیرد، شرکت نفت انگلیس و ایران بود؛ شرکتی که در استان خوزستان عملاً به مثابه یک دولت مستقل در داخل دولت عمل میکرد. نفوذ این شرکت به ویژه به این دلیل بود که بزرگترین کارفرمای صنعتی کشور محسوب میشد و بیش از ۳۰ هزار کارگر ایرانی را در فهرست حقوق خود داشت. سلطه مداوم بریتانیا بر منطقه نفتخیز و نفوذ مستمر آن در جنوب، منبع نارضایتی رضاخان بود و او تلاش کرد با گسترش روابط دیپلماتیک و تجاری با آلمان، این محدودیتها را جبران کند. در اواخر دهه ۱۹۳۰، آلمان به بزرگترین شریک تجاری ایران بدل شد و تکنسینها و مأموران آلمانی در سرتاسر کشور فعالیت میکردند. با آغاز جنگ جهانی دوم، ایران اعلام بیطرفی کرد، اما همدلی آشکار رضاخان با آلمان باعث شد که اتحاد شوروی و بریتانیا ایران را با دیده شک و تردید بنگرند. پس از حمله آلمان به اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱، ایران دوباره به مهرهای در رقابت قدرتهای خارجی تبدیل شد. برای حفظ مسیر تأمین مواد به اتحاد شوروی، بریتانیا و اتحاد شوروی در آگوست ۱۹۴۱ به ایران حمله کردند. ارتش ایران که در شرایط ویژهای قرار داشت، به سرعت فروپاشید و دولت یک روز پس از حمله تسلیم شد. در ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۱، رضاخان در تلاشی ناامیدانه برای حفظ سلسله پهلوی، از قدرت کنار رفت و جانشینش، محمدرضا، بر تخت نشست. شاه سابق تحت نظارت بریتانیا ایران را ترک کرد، در نهایت در آفریقای جنوبی اقامت گزید و در سال ۱۹۴۴ درگذشت. ایران، همانند دوران جنگ جهانی اول، وارد جنگ جهانی دوم شد: تحت اشغال قدرتهای خارجی.
انتهای پیام/