
آموزش فرهنگی و هنری، صرفاً انتقال دانش و مهارت نیست؛ بلکه فرآیندی برای پرورش خلاقیت، هویت فرهنگی، ارزشها و سرمایه اجتماعی است. با این حال، این فرآیند همواره تحت تأثیر متغیرهای گوناگونی قرار دارد؛ از تحولات سبک زندگی، وضعیت اقتصادی و معیشتی خانوارها و الگوهای مصرف فرهنگی گرفته تا فناوریهای نوین، میزان سرمایهگذاری بخش خصوصی، سیاستهای فرهنگی دولت و چالشهای پیشبینیناپذیری همچون جنگ تحمیلی. هر یک از این عوامل میتواند مسیر آموزش هنر را دستخوش تغییر کرده و بر عملکرد مراکز آموزشی، مدرسان، هنرجویان و بازار آموزش اثر بگذارد.

با توجه به اینکه توسعه آموزشهای مهارتی، یک الزام راهبردی برای تحقق عدالت آموزشی، ارتقای اشتغالپذیری جوانان و تقویت بنیانهای تولید ملی است.

فرهنگ و عناصر فرهنگی در هر شرایطی دارای کارکردهای مؤثر و فراوانی است که باید مورد توجه جدی متولیان فرهنگی و سیاستگذاران جامعه قرار گیرد.

از آنجایی که فرهنگ به مثابه فکر و هویت جامعه به سایر ارکان اجتماع معنا میبخشد، بنابراین وجود بستر و زمینه فرهنگی میتواند مایه رشد و شکوفایی همه ارکان اجتماعی شود و در این صورت است که اقتصاد، سیاست و فرهنگ به یک نسبت باعث تعالی و شکوفایی جامعه میشود.