
در قرن بیستم، نقشه قدرت جهان با نفت ترسیم میشد؛ هر کشوری که بر منابع انرژی یا مسیر انتقال آن تسلط داشت، سهم بیشتری از قدرت اقتصادی و سیاسی جهان به دست میآورد. اما در دهه سوم قرن بیستویکم، جهان در حال ورود به مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن «داده»، «الگوریتم» و «توان پردازشی» به اندازه نفت اهمیت یافتهاند.

به نظر میرسد روبیو در حوزه تاریخ ایران اطلاعات دقیقی ندارد و با برداشتهای نادرست سخن میگوید. جنگافروزی کار آمریکاییها و رژیم صهیونیستی است؛ کسانی که برای جاهطلبی و منافع خود دست به اقداماتی میزنند که ملتهای بسیاری را متضرر میکند. امروز رسوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی در افکار عمومی جهان آشکار شده است.

ادعاهای اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در آتن از سوی بسیاری از کارشناسان سیاسی، صاحبنظران حوزه سیاست خارجی و اساتید تاریخ به تلاش او برای توجیه تاریخی جنگ طلبی ایالات متحده تعبیر شد و اینکه دولت فعلی آمریکا میخواهد خود را نماینده جهان غرب در برابر شرق و مشخصاً ایران تعریف کند.

نطق ۳ هزار و ۵۰۰ کلمهای مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در آتن، پرسشهایی اساسی درباره ماهیت و مسیر سیاست خارجی دولت ترامپ ایجاد کرد.

با وجود مخالفت گسترده با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، جنبش اعتراضی عظیمی مشابه تظاهرات گذشته شکل نگرفته است؛ بااینحال، نبود راهپیماییهای میلیونی لزوماً به معنای نبود مقاومت نیست؛ بلکه شیوههای اعتراض و سازماندهی اجتماعی در حال تغییرند.

وزیر امور خارجه در شبکه ایکس نوشت: نتانیاهو یک جنایتکار جنگیِ تحت تعقیب است که دستش به خون اعراب، آمریکاییها و ایرانیان آلوده است، حتی سناتورهای آمریکایی نیز خواهان پیدا کردن راهی برای خروج هستند.

حسین ساجدی نیا، رییس سازمان مدیریت بحران در پاسخ به «ایران» درباره آخرین وضعیت بازسازی پالایشگاههای آسیبدیده در جنگ و تولید بنزین توضیحاتی ارائه کرد.

در فیلم کلاسیک هنرهای رزمی اژدهـا وارد میشود(Enter the Dragon)، شخصیت بروس لی در حال آموزشدادن به جوانی است که آرزوی تبدیل شدن به یک مبارز را دارد.

دبیر شورای عالی امنیت ملی نوشت: وقتی پس از شکست و تحقیر در برابر ایران، به آتن میروند تا روایتی از جنگ تمدنی را شکل دهند، بهتر است بخش مهم دیگری از تاریخ را هم بخوانند: جاییکه امپراطور روم، در برابر شاپور اول ساسانی زانو زد. کسی که پای تاریخ را به میان میکشد، باید برای تکرارش هم آماده باشد!

وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نوشت: «نادانی و قدرتپرستی چنان روبیو را کور کرده تا نبیند ایران چگونه مهاجمان را در فرهنگ خود هضم کرده است.»

رئیسجمهور با تأکید بر ضرورت تقویت انسجام و همکاری میان کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس تصریح کرد: هدف از شکلگیری این اجلاسها، دستیابی به چارچوبهای مشترک اجرایی در حوزههای مالی، اقتصادی، تجاری، امنیتی و سیاسی است و تأثیرپذیری تصمیمات این سازمانها از سیاستهای داخلی آمریکا میتواند قدرت و انسجام آنها را تضعیف کند.

رئیسجمهور با قدردانی از مجاهدتها و تلاشهای شبانهروزی فرماندهان و نیروهای انتظامی در صیانت از امنیت و کیان کشور، تأکید کرد: دشمن در جریان جنگ اخیر تلاش کرد با شهادت رهبری، فرماندهان و هدف قراردادن مراکز امنیتی و انتظامی، کشور را با آشوب داخلی مواجه کند، اما ایستادگی نیروهای مسلح، مجاهدت فراجا و حضور و همراهی ملت ایران، نقشه دشمن را خنثی کرد و ایران سرافراز شد.

علیاصغر زرگر، کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتوگو با «ایران» با تشریح آخرین وضعیت تنش میان تهران و واشنگتن معتقد است آمریکا همچنان در چارچوب سیاست «فشار حداکثری» حرکت میکند اما اینبار با الگویی فشردهتر و در بازههای زمانی کوتاهتر.

در روزهایی که بحث دفاع از ایران، حفظ منافع ملی و نقش مردم در شرایط دشوار کشور بیش از همیشه به میان میآید، یک پرسش اساسی مطرح است وآن اینکه مسئولیت یک شهروند در قبال سرزمینش از کجا آغاز میشود و تا کجا ادامه پیدا میکند؟ آیا جانفدایی تنها در لحظهای معنا دارد که پای دفاع نظامی و حضور در میدان جنگ در میان باشد یا میتوان آن را در رفتارهای روزمره و انتخابهای فردی نیز جستوجو کرد؟

پس از محاصره دریایی ایران که ماهها در جریان است، ماجرای دیگری این بار از آسمان آغاز شد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در گفتوگو با شبکه CNBC اعلام کرد که از ۲۳ سپتامبر «تمامی خطوط هوایی ایران در سراسر جهان تعطیل خواهند شد».

اقتصاد ایران در نتیجه جنگ، محاصره دریایی و اجرای شدیدتر تحریمهای آمریکا ممکن است آسیبهایی دیده باشد، اما نابود نشده است. تهران با انتقال بخشی از تجارت خود از خلیج فارس به دریای خزر، پاکستان، آسیای مرکزی، روسیه و چین، شبکهای از مسیرهای جایگزین ایجاد کرده است.

روز گذشته اعلام موضع یک نماینده مجلس در مخالفت با تدبیر بانک مرکزی برای مقابله با نوسانات بازار ارز و اشاره او به «خودسوزی مقابل بانک مرکزی» یک بار دیگر افکارعمومی و ذهن کارشناسان عرصه سیاست را با این سؤال روبه رو کرد که یک طیف سیاسی اقلیت بر اساس کدام چارچوب تعریف شده درون نظام، در میانه یک جنگ تمامعیار اقتصادی و نظامی این گونه علیه دولت شمشیر از رو کشیده است؟این آدرس غلط و تحریککننده تکمیلکننده پازل تدابیر چندوجهی دولت و بانک مرکزی است یا پازل جنگ ترکیبی وزارت خزانهداری آمریکا؟

آنچه در نیویورک بیش از هر چیز در حاشیه هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد خود را نشان داد، فاصله میان تصویری بود که از تلاش برای منزویسازی ایران در عرصه دیپلماتیک ترسیم میشد و واقعیتی که در راهروهای سازمان ملل، دیدارهای رسمی و رایزنیهای فشرده هیأت ایرانی شکل گرفت؛ جایی که حضور مقامهای بلندپایه ایران در جایگاه بازیگری که همچنان طرف گفتوگو و رایزنی طیفی از کشورهاست، دنبال شد و همین تفاوت، بخش مهمی از معادله دیپلماتیک پس از جنگ را آشکار کرد.

اسماعیل بقایی،سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست خبری و در پاسخ به پرسش خبرنگار «ایران» درباره رویکرد متفاوت و گاه متناقض کشورهای عربی در قبال جنگ علیه ایران، گفت: «کشورهای عربی و در واقع همه ما در منطقه، تجربه تلخی از حضور و مداخلات نظامی داشتهایم.»

حضور رئیسجمهوری و وزیر امور خارجه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و تحرکات دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در نیویورک، به زمینهای برای تشدید حملات و تخریبهای برخی جریانات علیه دولت تبدیل شده است.