
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه جدید می نویسد: اگرچه در برخی مناطق سوریه حمایتهای پنهانی از شورش وجود داشت، فراخوان شریف حسین نتوانست واکنشی سازمانیافته در میان استانهای عربزبان امپراطوری عثمانی برانگیزد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: ادبیات مکماهون چنان مبهم و دوپهلو بود که زمینهساز تفاسیر متعارض و گستردهای درباره شمول یا عدم شمول فلسطین بهعنوان بخشی از دولت مستقل عربی آینده شد؛ اگرچه نام فلسطین بهصراحت در مکاتبات نیامده بود، مقامات بریتانیایی در سالهای بعد مدعی شدند این منطقه جزئی از سرزمینهای ساحلی سوریه بهشمار میرفته که بر اساس توافقات پیشین برای نفوذ فرانسه در نظر گرفته شده و از این رو از قلمرو دولت عربی مستثنا گردیده است، ضمن آنکه فلسطین در جنوب خط فرضی دمشق–حلب قرار داشت که مکماهون در نامههایش به آن اشاره کرده بود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در جریان تبادل یادداشتها، شریف حسین این استثنا را رد کرد و مکموهان بر آن اصرار ورزید. سرانجام، بررسی این موضوع تا پس از جنگ به تأخیر افتاد. با این حال، شریف حسین به صراحت اعلام کرد که از ادعای عربها نسبت به سواحل سوریه کوتاه نخواهد آمد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه خود می نویسد: جمال پاشا که معتقد بود برخی از رهبران عرب در تماسهای پنهانی با بریتانیا و فرانسه هستند، شمار زیادی از آنها را به آناتولی تبعید کرد و چند نفر دیگر را تحت بازداشت خانگی در قدس و دمشق نگه داشت.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در نهایت، ۳۱ اکتبر ۱۹۱۸، دولت استانبول توافقنامه آتشبس مودروس را امضا کرد که به معنای تسلیم بیقید و شرط عثمانیها بود. این سند به جنگ در خاورمیانه پایان و عملاً امپراطوری عثمانی را خاتمه داد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن نوشت: در دیگر نقطه جغرافیایی امپراطوری، رأس خلیج فارس، دو نگرانی استراتژی بریتانیا را شکل میداد: یکی ضرورت دائمی دفاع از مسیرهای دسترسی به هند و دیگری حفاظت از میادین نفتی ایران. مورد اول سنگ بنای سیاست بریتانیا بود و دومی با تبدیل سوخت کشتیهای نیروی دریایی این کشور از زغالسنگ به نفت در سال ۱۹۱۲، به همان اندازه اهمیت یافته بود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در همان جبهه شرقی بود که حزب اتحاد و ترقی به اقدامات بدنام خود علیه جامعه ارمنی دست زد. اگرچه اکثریت ارامنه همچنان وفاداری خود را به دولت عثمانی حفظ کرده بودند، گروههایی از ملیگرایان ارمنی در روسیه و آناتولی، جنگ را فرصتی برای تحقق آرمان استقلال ارمنستان میدیدند. واحدهای داوطلب ارمنی در ارتش روسیه خدمت میکردند و در اطراف شهر وان تحرکاتی برای ایجاد سرزمینی مستقل جریان داشت.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه می نویسد: در طول جنگ، تحول نظم اجتماعی امپراطوری عثمانی با شتابی بیسابقه جلوهگر شد. با بسیج گسترده مردان برای خدمت نظامی، زنان بیش از پیش در خدمات کشوری و حرفههای رسمی جای گرفتند و حضورشان در نهادهای دولتی نهادینه شد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند، ولیعهد اتریش در سارایوو در روز ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴، جرقهای بود که آتش حمله اتریش به صربستان را روشن ساخت. این حمله، نظام پیچیده ائتلافهای اروپایی را به حرکت درآورد و تا اوایل آگوست، سراسر قاره اروپا را درگیر جنگی فراگیر کرد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: در دو سال بعد، مجلس با درگیریهای مواجه شد. ائتلافی که پیشتر در مخالفت با رژیم قاجار متحد شده بود، اکنون بر سر مسائلی مانند رابطه دولت با نهاد دینی و میزان و سرعت اصلاحات اجتماعی دچار اختلاف شد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: مرحله اول انقلاب مشروطه با یک حرکت اعتراضی گسترده در تهران در دسامبر ۱۹۰۵ آغاز شد و تا اوت ۱۹۰۶ ادامه یافت. در این دوره، شاه با مواجهه با تظاهرات عظیم ضد دولتی که توسط بازاریان، علمای دین و اصلاحطلبان رهبری میشد، تسلیم خواستههای مردم شد و فرمان تشکیل مجلس مؤسسان را صادر کرد.

ویلیام کلیولند در کتاب خاورمیانه مدرن می نویسد: مظفرالدین شاه همچنین به وامهای خارجی متوسل شد و از مؤسسات مالی بریتانیایی، فرانسوی و روسی قرض گرفت. اما به جای آنکه این وجوه در جهت توسعه اقتصادی یا تقویت نظامی کشور به کار گرفته شود، شاه از آن برای بازپرداخت وامهای پیشین یا تأمین هزینه سفرهای پرهزینه خود به اروپا بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۵ استفاده کرد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: برای بسیاری از نخبگان عرب، دوران ترکان جوان زمانی بود برای برنامهریزی آینده در چارچوب سیاسی امپراطوری عثمانی. با وجود کمپین کمیته اتحاد و ترقی علیه برخی از نخبگان عرب که اعتبارشان ناشی از خدمت در دوران عبدالحمید بود، بسیاری از خانوادههای برجسته عرب همچنان قدرت خود را حفظ کردند و برخی دیگر در نظام جدید اتحاد و ترقی جایگاه تازهای یافتند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیسانه مدرن نوشت: رویدادهای ۱۹۱۳–۱۹۰۸ بار دیگر سیاست عثمانیگرایی را به چالش کشیدند.

ویلیام کلیولند در کتاب خاورمیانه مدرن نوشت: نخستین مرحله از دوره ترکهای جوان، از ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۳، شاهد کشمکش قدرت میان کمیته اتحاد و ترقی – که پایگاه آن در میان افسران جوان و میانرتبه ارتش و کارمندان دولت بود – و ائتلافهای متغیری از لیبرالها و محافظهکاران که جز مخالفت با کمیته اتحاد و ترقی وجه اشتراک چندانی نداشتند، بود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: بیاعتمادی عبدالحمید به نهادهای سازمانیافته، ارتش را نیز دربر گرفته بود. در سالهای پایانی سلطنت او، کیفیت تجهیزات نظامی کاهش یافت و پرداخت حقوقها با تأخیرهای طولانی مواجه شد. این وضعیت نارضایتی را در میان افسران صف گسترش داد و برخی از آنان گروههای مخفی اعتراضی تشکیل دادند که بعدها با کمیته اتحاد و ترقی پیوند خوردند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن خود می نویسد: شتاب نسبی که با آن بریتانیا و روسیه به توافقی درخصوص تقسیم ایران دست یافتند، تهدیدی جدی برای دولت عثمانی محسوب میشد. در طول قرن نوزدهم، رقابت میان قدرتهای بزرگ مانعی مهم برای تسلط کامل هر یک از آنها بر بخشهای وسیعی از قلمرو عثمانی بود. اما شکلگیری اتحاد سهگانه، هراس نخبگان عثمانی را برانگیخت که این بار ممکن است قدرتهای بزرگ نه در رقابت، بلکه در هماهنگی با یکدیگر، برای تجزیه امپراطوری وارد عمل شوند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: دوره جوانان ترک، از ۱۹۰۸ تا فروپاشی عثمانی در ۱۹۱۸، شاهد رویارویی مستقیم تمام روندهای قرن گذشته بود. به آشفتگیهای موجود، پیشنهادهایی برای شکلهای جدید هویت فرهنگی و سیاسی افزوده شد که با ایدئولوژی غالب عثمانیگرایی در تضاد بود.

ویلیام کلیلولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: دوران سلطنت عبدالحمید، پرسش آینده مسیحیان در امپراطوری عثمانی را با وضوح بیشتری مطرح کرد. درعین حال، سرکوبگری سیاسی دوران او، مسلمانان عرب را نیز تحت تأثیر قرار داد؛ بهویژه گروهی از روزنامهنگاران، اندیشمندان و سیاستمداران نوظهور که توانسته بودند از فرصتهای آموزشی فراهمشده در دوران نهضت بهرهمند شوند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در سراسر لبنان و بخشهایی از سوریه، این تلاش گسترده آموزشی که عمدتاً به زبان عربی انجام میشد، به رنسانس فرهنگی عربی شتاب بخشید. شور و اشتیاق تازهای نسبت به سنت ادبی کلاسیک ایجاد شد و آزمایشهای فراوانی با فرمها و سبکهای نو در نوشتهها انجام گرفت.