سکوت عجیب هدایت ممبینی بعد از تصمیم جنجالی
دبیرکل از سئول خارج میشود
بحران تازه در فوتبال ایران، بار دیگر ضعف ساختاری در تصمیمسازی و ناهماهنگی در سطوح مدیریتی فدراسیون فوتبال را به شکلی عریان به نمایش گذاشته است؛ بحرانی که اینبار با محوریت عملکرد دبیرکل فدراسیون، هدایتالله ممبینی، به نقطه اوج رسیده و زمزمههای جدی درباره پایان کار او را بهدنبال داشته است.
ماجرا از تصمیم جنجالی هیأترئیسه فدراسیون فوتبال در تاریخ دهم خردادماه آغاز شد؛ جایی که اعضا با اتخاذ مصوبهای بحثبرانگیز، جدول لیگ برتر در فصل بیستوپنجم را در شرایطی که رقابتها به هفته بیستوسوم رسیده بود، «فریز» کردند. تصمیمی که نهتنها در داخل کشور با واکنشهای گسترده همراه شد، بلکه بهسرعت به کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز ارسال شد تا مبنای معرفی نمایندگان ایران در رقابتهای آسیایی قرار گیرد.
بر اساس همین مصوبه، استقلال و تراکتور بهعنوان تیمهای اول و دوم جدول، سهمیه حضور در لیگ نخبگان آسیا را بهدست آوردند و در شرایطی که سپاهان به دلیل عدم دریافت مجوز حرفهای از گردونه خارج شد، گلگهر بهعنوان گزینه جایگزین برای حضور در سطح دوم مسابقات آسیایی معرفی شد. اما آنچه این روند را به یک بحران تمامعیار تبدیل کرد، مکاتبه زودهنگام و بحثبرانگیز دبیرکل فدراسیون با AFC و معرفی گلگهر پیش از شفافسازی کامل سازوکار تصمیمگیری بود.
این اقدام، در تضاد آشکار با روندهای استاندارد مدیریتی و بدون اقناع افکار عمومی صورت گرفت و پرسشهای جدی درباره نحوه تصمیمسازی در فدراسیون فوتبال ایجاد کرد. تناقض آشکار میان برگزاری تورنمنت سهجانبه برای تعیین نماینده و در عین حال ارسال نامه رسمی به AFC، نشاندهنده نبود یک استراتژی واحد در بدنه مدیریتی فوتبال کشور است.
در این میان، واکنش تند برخی مدیران باشگاهی، از جمله مدیرعامل چادرملو، بر شدت بحران افزود. بابایی با طرح اتهامات صریح علیه دبیرکل، از وعدههای پشتپرده، تعلل در مکاتبات رسمی و حتی شائبه روابط غیرشفاف سخن گفت و خواستار ورود مستقیم رئیس فدراسیون و پاسخگویی شفاف شد. این اظهارات، اگرچه هنوز بهطور رسمی اثبات نشده، اما بهخوبی نشاندهنده سطح بیاعتمادی شکلگرفته در میان ذینفعان فوتبال است.
نکته قابلتأمل اینجاست که با وجود بالا گرفتن این جنجال، نهتنها توضیح روشنی از سوی دبیرکل ارائه نشد، بلکه با انصراف گلگهر، صورت مسأله بهطور موقت پاک شد؛ رویکردی که بیش از آنکه به حل بحران کمک کند، بر ابهامات افزود و افکار عمومی را نسبت به پشتپرده تصمیمات بدبینتر کرد.
عملکرد ممبینی در ماههای اخیر، تنها به این پرونده محدود نمیشود. ماجرای پیگیریهای مکرر و نافرجام او برای دریافت ویزای آمریکا و کانادا نیز به سوژه رسانهها تبدیل شد و این پرسش را ایجاد کرد که اولویتهای مدیریتی در فدراسیون فوتبال تا چه اندازه با مأموریتهای اصلی آن همراستا است. این حواشی، در کنار سابقه ۴۳ ماهه حضور او در فدراسیون، تصویری پرچالش از کارنامه مدیریتیاش ترسیم کرده است.
اکنون، با افزایش فشارها بر مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، به نظر میرسد ادامه همکاری با دبیرکل فعلی بیش از هر زمان دیگری دشوار شده است. مجموعهای از تصمیمات متناقض، ضعف در ارتباطات رسمی و شکلگیری شائبههای مدیریتی، شرایطی را رقم زده که عبور از ممبینی را به گزینهای جدی و حتی اجتنابناپذیر تبدیل کرده است.
در چنین فضایی، برکناری قریبالوقوع دبیرکل نهتنها بهعنوان یک اقدام اصلاحی، بلکه مانند تلاشی برای بازسازی اعتماد از دسترفته در ساختار فوتبال کشور تلقی میشود؛ اعتمادی که بدون شفافیت، پاسخگویی و انسجام در تصمیمگیری، بازگشت آن دور از دسترس خواهد بود.
انتهای پیام/