فوتبال ایران
30509
GPS تیم ملی درباره ادعای افاضلی چه میگوید؟
«بدنهای خواب» تنها دلیل نبردن نیوزیلند نبود
محمد قربانی بیش از ۱۲ کیلومتر دوید، رامین رضاییان ۷۰ اسپرینت ثبت کرد و میلاد محمدی یکی از بالاترین آمارهای دوندگی تورنمنت را به نام خود زد. این اعداد مربوط به بازی سوم تیم ملی مقابل مصر است؛ آماری که حالا دوباره این سؤال را مطرح میکند؛ اگر تیم ملی در پایان مرحله گروهی چنین توان جسمانی بالایی داشت، آیا واقعاً در نخستین مسابقه مقابل نیوزیلند «بدن بازیکنان خواب بود»؟
این جملهای است که هومن افاضلی بر زبان آورد؛ جملهای که بیش از آنکه یک توجیه باشد، از منظر علم تمرین و فیزیولوژی ورزشی قابل بررسی است. خوشبختانه گزارشهای فنی فیفا و دادههای GPS سه مسابقه ایران مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر، حالا فرصت مناسبی برای بررسی این ادعا فراهم کردهاند.
اعداد میگوید بازی به بازی رشد کردیم
در فوتبال مدرن، تنها مسافت طیشده معیار آمادگی جسمانی نیست. تعداد اسپرینتها یعنی میزان دوندگی با سرعت بالا (High Speed Running)، تکرار حرکات انفجاری و توان حفظ این شدت در طول مسابقه، شاخصهای دقیقتری هستند. در دیدار نخست مقابل نیوزیلند، بازیکنان اصلی ایران اگرچه اعداد قابل قبولی ثبت کردند اما بسیاری از آنها هنوز به سقف عملکرد بدنی خود نرسیده بودند. رامین رضاییان ۱۱.۴۷ کیلومتر، میلاد محمدی ۱۱.۱۸ کیلومتر، سعید عزتاللهی ۱۱.۱۷ کیلومتر و محمد محبی حدود ۱۱ کیلومتر دویدند؛ اعدادی که در نگاه اول مطلوب به نظر میرسد، اما مقایسه آنها با دو مسابقه بعد، تصویر متفاوتی ارائه میدهد. این تفاوت دقیقاً همان جایی است که ادعای افاضلی قابل بررسی میشود.
ایران در دومین مسابقه مقابل بلژیک، نهتنها از نظر فنی بلکه از لحاظ شاخصهای فیزیکی نیز یک پله بالاتر رفت. طبق گزارش رسمی مسابقه، تیم ملی بیش از ۱۱۲ کیلومتر دوندگی ثبت کرد؛ آماری که حتی از مجموع دوندگی بازیکنان بلژیک نیز بیشتر بود. در کنار آن، ایران ۳۴۳ فشار دفاعی (Pressures) انجام داد؛ عددی که نشاندهنده افزایش چشمگیر فعالیت بدون توپ و توان تکرار دویدنهای پرفشار است. این حجم از پرس، بدون آمادگی هوازی و بیهوازی مناسب عملاً امکانپذیر نیست. در واقع، تیمی که بتواند چنین فشاری را در طول ۹۰ دقیقه حفظ کند، از نظر فیزیکی دیگر شباهتی به تیم بازی اول ندارد.
اگر قرار باشد تنها یک مسابقه را به عنوان معیار آمادگی بدنی ایران انتخاب کنیم، احتمالاً دیدار مقابل مصر بهترین نمونه خواهد بود. آمارهای GPS نشان میدهد محمد قربانی با ۱۲ هزار و ۴۸۱ متر بیشترین دوندگی تیم را ثبت کرده است. رامین رضاییان با ۱۱ هزار و ۹۲۲ متر، سعید عزتاللهی با ۱۱ هزار و ۷۸۱ متر، میلاد محمدی با ۱۱ هزار و ۳۹۳ متر و محمد محبی با ۱۱ هزار و ۶۶ متر در بین پرتلاشترین بازیکنان قرار داشتند. اما نکته مهمتر، شاخصهای سرعت است. رامین رضاییان ۷۰ اسپرینت ثبت کرد، میلاد محمدی ۶۷ اسپرینت، محمد محبی ۶۱ اسپرینت و مهدی طارمی ۵۶ اسپرینت انجام دادند؛ آماری که نشان میدهد بازیکنان نهتنها مسافت بیشتری دویدهاند، بلکه توانستهاند بارها با سرعت بالا حرکت کنند. این همان شاخصی است که معمولاً بیش از مسافت طیشده، وضعیت واقعی بدن بازیکنان را نشان میدهد و البته این سؤال حالا به شکل جدیتری مطرح میشود که چرا با وجود برتری بدنی مقابل مصر اینقدر دیر یاد این افتادیم که باید ببریم.

آیا افاضلی درست میگفت؟
اگر منظور از «خواب بودن بدنها» این باشد که بازیکنان هنوز به اوج آمادگی برای مسابقه نرسیده بودند، دادهها تا حدی از این ادعا حمایت میکنند. روند سه مسابقه نشان میدهد شاخصهای فیزیکی تیم ملی به تدریج افزایش یافته و بسیاری از بازیکنان در بازی سوم بهترین اعداد خود را ثبت کردهاند. این الگو با پدیدهای که متخصصان فیزیولوژی آن را سازگاری با اختلاف ساعت، شرایط اقلیمی و ریتم مسابقات مینامند، همخوانی دارد. تیم ملی پس از سفری طولانی به آمریکای شمالی، در فاصلهای کوتاه وارد رقابتها شد. در چنین شرایطی، افت نسبی توان انفجاری در روزهای ابتدایی موضوعی شناختهشده است و معمولاً پس از چند روز، بدن ورزشکار به شرایط جدید عادت میکند.
در عین حال، نسبت دادن نتیجه بازی نیوزیلند صرفاً به شرایط جسمانی نیز سادهسازی است. فوتبال ترکیبی از عوامل فنی، تاکتیکی، روانی و بدنی است. حتی اگر بپذیریم بازیکنان در مسابقه نخست هنوز به آمادگی کامل نرسیده بودند، نمیتوان ضعفهای تاکتیکی، تصمیمات فنی یا کیفیت حریف را نادیده گرفت.
اتفاقاً دادههای بازیهای بعدی نشان میدهد تیم ملی علاوه بر رشد فیزیکی، در سازماندهی دفاعی و هماهنگی تیمی نیز پیشرفت کرده بود؛ موضوعی که باعث شد مقابل بلژیک و مصر نمایش منسجمتری ارائه دهد. واقعیت اینکه اعداد نه ادعای افاضلی را کاملاً تأیید و نه آن را رد میکنند.
آنها نشان میدهند تیم ملی در طول مسابقات از نظر فیزیکی روندی صعودی داشته و بازیکنان در بازی سوم به بهترین وضعیت خود رسیدهاند. بنابراین، اگر افاضلی از «خواب بودن بدنها» به معنای نرسیدن به اوج آمادگی بدنی صحبت کرده باشد، دادههای GPS تا حدی این برداشت را تأیید میکنند.
اما اگر این جمله بهعنوان تنها دلیل عملکرد ضعیف مقابل نیوزیلند مطرح شود، آمار چنین نتیجهای را اثبات نمیکند؛ زیرا فوتبال تنها با دویدن برده نمیشود. یادمان نرود ایران در همان بازی دو بار پس از عقب افتادن به مسابقه برگشت و در نهایت به تساوی ۲-۲ رسید؛ این معمولاً نشانه تیمی نیست که از دقیقه ۶۰ به بعد از نظر بدنی فرو پاشیده باشد. گلهای نیوزیلند در دقایق ۷ و ۵۴ زده شد و ایران در دقایق 32 و 64 پاسخ داد. یعنی گل دوم ایران در نیمه دوم و پس از گذشت بیش از یک ساعت از مسابقه به ثمر رسید. همچنین اگر تیم از نظر بدنی افت شدیدی داشت، انتظار میرفت در دقایق پایانی توان حمله نداشته باشد اما در این مسابقه هم در لحظات پایانی شرایط تیم ایران بد نبود. در ترکیب تیم ملی هم تعویضها نیز از ابتدای نیمه دوم و در دقایق ۵۳، ۶۸ و... انجام شد که نشان میدهد کادر فنی سعی کرده بود با تغییرات، شدت بازی را حفظ کند.
انتهای پیام/
این جملهای است که هومن افاضلی بر زبان آورد؛ جملهای که بیش از آنکه یک توجیه باشد، از منظر علم تمرین و فیزیولوژی ورزشی قابل بررسی است. خوشبختانه گزارشهای فنی فیفا و دادههای GPS سه مسابقه ایران مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر، حالا فرصت مناسبی برای بررسی این ادعا فراهم کردهاند.
اعداد میگوید بازی به بازی رشد کردیم
در فوتبال مدرن، تنها مسافت طیشده معیار آمادگی جسمانی نیست. تعداد اسپرینتها یعنی میزان دوندگی با سرعت بالا (High Speed Running)، تکرار حرکات انفجاری و توان حفظ این شدت در طول مسابقه، شاخصهای دقیقتری هستند. در دیدار نخست مقابل نیوزیلند، بازیکنان اصلی ایران اگرچه اعداد قابل قبولی ثبت کردند اما بسیاری از آنها هنوز به سقف عملکرد بدنی خود نرسیده بودند. رامین رضاییان ۱۱.۴۷ کیلومتر، میلاد محمدی ۱۱.۱۸ کیلومتر، سعید عزتاللهی ۱۱.۱۷ کیلومتر و محمد محبی حدود ۱۱ کیلومتر دویدند؛ اعدادی که در نگاه اول مطلوب به نظر میرسد، اما مقایسه آنها با دو مسابقه بعد، تصویر متفاوتی ارائه میدهد. این تفاوت دقیقاً همان جایی است که ادعای افاضلی قابل بررسی میشود.
ایران در دومین مسابقه مقابل بلژیک، نهتنها از نظر فنی بلکه از لحاظ شاخصهای فیزیکی نیز یک پله بالاتر رفت. طبق گزارش رسمی مسابقه، تیم ملی بیش از ۱۱۲ کیلومتر دوندگی ثبت کرد؛ آماری که حتی از مجموع دوندگی بازیکنان بلژیک نیز بیشتر بود. در کنار آن، ایران ۳۴۳ فشار دفاعی (Pressures) انجام داد؛ عددی که نشاندهنده افزایش چشمگیر فعالیت بدون توپ و توان تکرار دویدنهای پرفشار است. این حجم از پرس، بدون آمادگی هوازی و بیهوازی مناسب عملاً امکانپذیر نیست. در واقع، تیمی که بتواند چنین فشاری را در طول ۹۰ دقیقه حفظ کند، از نظر فیزیکی دیگر شباهتی به تیم بازی اول ندارد.
اگر قرار باشد تنها یک مسابقه را به عنوان معیار آمادگی بدنی ایران انتخاب کنیم، احتمالاً دیدار مقابل مصر بهترین نمونه خواهد بود. آمارهای GPS نشان میدهد محمد قربانی با ۱۲ هزار و ۴۸۱ متر بیشترین دوندگی تیم را ثبت کرده است. رامین رضاییان با ۱۱ هزار و ۹۲۲ متر، سعید عزتاللهی با ۱۱ هزار و ۷۸۱ متر، میلاد محمدی با ۱۱ هزار و ۳۹۳ متر و محمد محبی با ۱۱ هزار و ۶۶ متر در بین پرتلاشترین بازیکنان قرار داشتند. اما نکته مهمتر، شاخصهای سرعت است. رامین رضاییان ۷۰ اسپرینت ثبت کرد، میلاد محمدی ۶۷ اسپرینت، محمد محبی ۶۱ اسپرینت و مهدی طارمی ۵۶ اسپرینت انجام دادند؛ آماری که نشان میدهد بازیکنان نهتنها مسافت بیشتری دویدهاند، بلکه توانستهاند بارها با سرعت بالا حرکت کنند. این همان شاخصی است که معمولاً بیش از مسافت طیشده، وضعیت واقعی بدن بازیکنان را نشان میدهد و البته این سؤال حالا به شکل جدیتری مطرح میشود که چرا با وجود برتری بدنی مقابل مصر اینقدر دیر یاد این افتادیم که باید ببریم.

آیا افاضلی درست میگفت؟
اگر منظور از «خواب بودن بدنها» این باشد که بازیکنان هنوز به اوج آمادگی برای مسابقه نرسیده بودند، دادهها تا حدی از این ادعا حمایت میکنند. روند سه مسابقه نشان میدهد شاخصهای فیزیکی تیم ملی به تدریج افزایش یافته و بسیاری از بازیکنان در بازی سوم بهترین اعداد خود را ثبت کردهاند. این الگو با پدیدهای که متخصصان فیزیولوژی آن را سازگاری با اختلاف ساعت، شرایط اقلیمی و ریتم مسابقات مینامند، همخوانی دارد. تیم ملی پس از سفری طولانی به آمریکای شمالی، در فاصلهای کوتاه وارد رقابتها شد. در چنین شرایطی، افت نسبی توان انفجاری در روزهای ابتدایی موضوعی شناختهشده است و معمولاً پس از چند روز، بدن ورزشکار به شرایط جدید عادت میکند.
در عین حال، نسبت دادن نتیجه بازی نیوزیلند صرفاً به شرایط جسمانی نیز سادهسازی است. فوتبال ترکیبی از عوامل فنی، تاکتیکی، روانی و بدنی است. حتی اگر بپذیریم بازیکنان در مسابقه نخست هنوز به آمادگی کامل نرسیده بودند، نمیتوان ضعفهای تاکتیکی، تصمیمات فنی یا کیفیت حریف را نادیده گرفت.
اتفاقاً دادههای بازیهای بعدی نشان میدهد تیم ملی علاوه بر رشد فیزیکی، در سازماندهی دفاعی و هماهنگی تیمی نیز پیشرفت کرده بود؛ موضوعی که باعث شد مقابل بلژیک و مصر نمایش منسجمتری ارائه دهد. واقعیت اینکه اعداد نه ادعای افاضلی را کاملاً تأیید و نه آن را رد میکنند.
آنها نشان میدهند تیم ملی در طول مسابقات از نظر فیزیکی روندی صعودی داشته و بازیکنان در بازی سوم به بهترین وضعیت خود رسیدهاند. بنابراین، اگر افاضلی از «خواب بودن بدنها» به معنای نرسیدن به اوج آمادگی بدنی صحبت کرده باشد، دادههای GPS تا حدی این برداشت را تأیید میکنند.
اما اگر این جمله بهعنوان تنها دلیل عملکرد ضعیف مقابل نیوزیلند مطرح شود، آمار چنین نتیجهای را اثبات نمیکند؛ زیرا فوتبال تنها با دویدن برده نمیشود. یادمان نرود ایران در همان بازی دو بار پس از عقب افتادن به مسابقه برگشت و در نهایت به تساوی ۲-۲ رسید؛ این معمولاً نشانه تیمی نیست که از دقیقه ۶۰ به بعد از نظر بدنی فرو پاشیده باشد. گلهای نیوزیلند در دقایق ۷ و ۵۴ زده شد و ایران در دقایق 32 و 64 پاسخ داد. یعنی گل دوم ایران در نیمه دوم و پس از گذشت بیش از یک ساعت از مسابقه به ثمر رسید. همچنین اگر تیم از نظر بدنی افت شدیدی داشت، انتظار میرفت در دقایق پایانی توان حمله نداشته باشد اما در این مسابقه هم در لحظات پایانی شرایط تیم ایران بد نبود. در ترکیب تیم ملی هم تعویضها نیز از ابتدای نیمه دوم و در دقایق ۵۳، ۶۸ و... انجام شد که نشان میدهد کادر فنی سعی کرده بود با تغییرات، شدت بازی را حفظ کند.
انتهای پیام/