گزارش
31072
خصوصیسازی بدون مدل اقتصادی، راهحل نیست
هاشمیطبا: اقتصاد ورزش ایران اسیر نبود شفافیت است
اقتصاد ورزش در ایران سالهاست در نقطهای میان «هزینهکرد» و «سرمایهگذاری» متوقف مانده است؛ باشگاههایی که برای بقا هزینه میکنند، مالکان خصوصی که بخش قابلتوجهی از منابع شخصی خود را وارد فوتبال میکنند و رشتههایی که با وجود ظرفیتهای فراوان، هنوز نتوانستهاند به صنعتی درآمدزا و پایدار تبدیل شوند. اما آیا مشکل اقتصاد ورزش ایران را باید صرفاً در ساختار ورزش جستوجو کرد یا ریشه آن در اقتصاد کلان کشور است؟ مصطفی هاشمیطبا، رئیس پیشین سازمان تربیت بدنی و از مدیران باسابقه ورزش ایران، معتقد است اقتصاد ورزش را نمیتوان جدا از اقتصاد کل کشور بررسی کرد.
هاشمیطبا در پاسخ به این پرسش که چرا اقتصاد ورزش ایران هنوز به اقتصادی پویا و رو به رشد تبدیل نشده است، میگوید: «برای آنکه اقتصاد ورزش در یک کشور بتواند رشد کند، ابتدا باید اقتصاد عمومی آن کشور در شرایط مناسبی قرار داشته باشد. ورزش نیز بخشی از اقتصاد کشور است و نمیتوان انتظار داشت در وضعیتی که اقتصاد کلان با مشکلات مختلف روبهرو است، اقتصاد ورزش بهصورت جداگانه و مستقل شکوفا شود.»
به اعتقاد او، تجربه کشورهای توسعهیافته نیز مؤید همین موضوع است. در بسیاری از این کشورها، اقتصاد ورزش در کنار اقتصاد کل کشور رشد کرده و بهدلیل بزرگی اقتصاد عمومی، حتی بخش قابلتوجهی از فعالیتهای ورزشی در مقایسه با تولید ناخالص داخلی (GDP) چندان بزرگ به نظر نمیرسد.
او ادامه میدهد: «کشورهایی که اقتصاد ورزش قدرتمندی دارند، معمولاً از اقتصاد کلان باثبات و GDP بالایی برخوردارند. در چنین شرایطی، گردش مالی ورزش نیز افزایش مییابد؛ اما وقتی اقتصاد یک کشور بزرگ و پایدار است، سهم ورزش از کل اقتصاد آنقدر نیست که بتواند همه اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد. ولی یکی از مهمترین مشکلات ورزش ایران، نبود شفافیت در ساختار اقتصادی باشگاههاست. هنوز در فوتبال ایران درباره مالکیت بسیاری از باشگاهها، منابع درآمدی و حتی میزان واقعی گردش مالی ابهام وجود دارد.»
هاشمیطبا با اشاره به این مسأله تأکید میکند: «ما باید بدانیم باشگاهها دقیقاً چه ساختار مالکیتی دارند؛ کدام باشگاه دولتی است، کدام خصوصی است و منابع مالی آنها از کجا تأمین میشود. وقتی این مسائل روشن نباشد، نمیتوان یک نظام اقتصادی مشخص برای ورزش ایجاد کرد.»
به گفته او، شفافیت درآمدها نیز به همان اندازه اهمیت دارد: «باید مشخص باشد فوتبال و باشگاهها دقیقاً چه درآمدهایی دارند. درآمد حاصل از تبلیغات، اسپانسرینگ، بلیتفروشی، حق پخش و سایر فعالیتهای تجاری باید روشن و قابل ارزیابی باشد. تا زمانی که این درآمدها شفاف نباشد، نمیتوان از یک اقتصاد واقعی و پایدار در ورزش سخن گفت.»
یکی از تناقضهای فوتبال ایران این است که با وجود گردش مالی قابلتوجه، بسیاری از باشگاهها همچنان زیانده هستند و سرمایهگذاری در آنها بیش از آنکه مبتنی بر یک مدل اقتصادی مشخص باشد، به علاقه شخصی مالکان وابسته است.
هاشمیطبا معتقد است: «اگر سرمایهگذار خصوصی وارد ورزش شود، باید بداند قرار است از چه مسیری درآمد کسب کند. نمیتوان از بخش خصوصی انتظار داشت صرفاً هزینه کند، بیآنکه مدل مشخصی برای بازگشت سرمایه وجود داشته باشد.»
او توضیح می دهد: «اگر درآمدهای فوتبال مشخص و شفاف باشد، سرمایهگذار میتواند برای آینده برنامهریزی کند. در این صورت، سرمایهگذاری از حالت علاقه شخصی خارج میشود و به یک فعالیت اقتصادی تبدیل خواهد شد. خصوصیسازی زمانی میتواند مؤثر باشد که همراه با یک نظام اقتصادی مشخص انجام گیرد. اگر باشگاهی خصوصی شود اما منابع درآمدی آن روشن نباشد و همچنان نتواند هزینههای خود را از محل درآمدهایش تأمین کند، صرف تغییر مالکیت مشکل را حل نخواهد کرد.»
در نهایت، هاشمیطبا معتقد است نمیتوان انتظار داشت ورزش بهتنهایی از مشکلات اقتصادی کشور عبور کند. به باور او، برای شکوفایی اقتصاد ورزش، باید بستر مناسب اقتصادی در کل کشور فراهم شود.
انتهای پیام/
هاشمیطبا در پاسخ به این پرسش که چرا اقتصاد ورزش ایران هنوز به اقتصادی پویا و رو به رشد تبدیل نشده است، میگوید: «برای آنکه اقتصاد ورزش در یک کشور بتواند رشد کند، ابتدا باید اقتصاد عمومی آن کشور در شرایط مناسبی قرار داشته باشد. ورزش نیز بخشی از اقتصاد کشور است و نمیتوان انتظار داشت در وضعیتی که اقتصاد کلان با مشکلات مختلف روبهرو است، اقتصاد ورزش بهصورت جداگانه و مستقل شکوفا شود.»
به اعتقاد او، تجربه کشورهای توسعهیافته نیز مؤید همین موضوع است. در بسیاری از این کشورها، اقتصاد ورزش در کنار اقتصاد کل کشور رشد کرده و بهدلیل بزرگی اقتصاد عمومی، حتی بخش قابلتوجهی از فعالیتهای ورزشی در مقایسه با تولید ناخالص داخلی (GDP) چندان بزرگ به نظر نمیرسد.
او ادامه میدهد: «کشورهایی که اقتصاد ورزش قدرتمندی دارند، معمولاً از اقتصاد کلان باثبات و GDP بالایی برخوردارند. در چنین شرایطی، گردش مالی ورزش نیز افزایش مییابد؛ اما وقتی اقتصاد یک کشور بزرگ و پایدار است، سهم ورزش از کل اقتصاد آنقدر نیست که بتواند همه اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد. ولی یکی از مهمترین مشکلات ورزش ایران، نبود شفافیت در ساختار اقتصادی باشگاههاست. هنوز در فوتبال ایران درباره مالکیت بسیاری از باشگاهها، منابع درآمدی و حتی میزان واقعی گردش مالی ابهام وجود دارد.»
هاشمیطبا با اشاره به این مسأله تأکید میکند: «ما باید بدانیم باشگاهها دقیقاً چه ساختار مالکیتی دارند؛ کدام باشگاه دولتی است، کدام خصوصی است و منابع مالی آنها از کجا تأمین میشود. وقتی این مسائل روشن نباشد، نمیتوان یک نظام اقتصادی مشخص برای ورزش ایجاد کرد.»
به گفته او، شفافیت درآمدها نیز به همان اندازه اهمیت دارد: «باید مشخص باشد فوتبال و باشگاهها دقیقاً چه درآمدهایی دارند. درآمد حاصل از تبلیغات، اسپانسرینگ، بلیتفروشی، حق پخش و سایر فعالیتهای تجاری باید روشن و قابل ارزیابی باشد. تا زمانی که این درآمدها شفاف نباشد، نمیتوان از یک اقتصاد واقعی و پایدار در ورزش سخن گفت.»
یکی از تناقضهای فوتبال ایران این است که با وجود گردش مالی قابلتوجه، بسیاری از باشگاهها همچنان زیانده هستند و سرمایهگذاری در آنها بیش از آنکه مبتنی بر یک مدل اقتصادی مشخص باشد، به علاقه شخصی مالکان وابسته است.
هاشمیطبا معتقد است: «اگر سرمایهگذار خصوصی وارد ورزش شود، باید بداند قرار است از چه مسیری درآمد کسب کند. نمیتوان از بخش خصوصی انتظار داشت صرفاً هزینه کند، بیآنکه مدل مشخصی برای بازگشت سرمایه وجود داشته باشد.»
او توضیح می دهد: «اگر درآمدهای فوتبال مشخص و شفاف باشد، سرمایهگذار میتواند برای آینده برنامهریزی کند. در این صورت، سرمایهگذاری از حالت علاقه شخصی خارج میشود و به یک فعالیت اقتصادی تبدیل خواهد شد. خصوصیسازی زمانی میتواند مؤثر باشد که همراه با یک نظام اقتصادی مشخص انجام گیرد. اگر باشگاهی خصوصی شود اما منابع درآمدی آن روشن نباشد و همچنان نتواند هزینههای خود را از محل درآمدهایش تأمین کند، صرف تغییر مالکیت مشکل را حل نخواهد کرد.»
در نهایت، هاشمیطبا معتقد است نمیتوان انتظار داشت ورزش بهتنهایی از مشکلات اقتصادی کشور عبور کند. به باور او، برای شکوفایی اقتصاد ورزش، باید بستر مناسب اقتصادی در کل کشور فراهم شود.
انتهای پیام/