واگذاری را با خصوصی‌سازی اشتباه نگیرید

ورزش

140169
واگذاری را با خصوصی‌سازی اشتباه نگیرید

صادق رئیسی کیا_کارشناس مدیریت در یادداشتی نوشت: سهم ورزش در اقتصاد ایران شاید به نیم درصد هم نرسد بنابراین خصوصی‌سازی در ورزش خیلی پیشرفت نداشته است. البته در این حوزه با مشکل قانونگذاری نیز مواجه هستیم.

گروه ورزشی: قوانین پیچیده در حوزه ورزش ایران، تبدیل به مانعی بزرگ برای پیشبرد خصوصی‌سازی شده است بنابراین برای تسهیل در امر خصوصی‌سازی نیاز به مقررات‌زدایی داریم تا قانون‌گذاری.بخش بزرگی از مشکل خصوصی‌سازی به باور ما برمی‌گردد. بیشتر مسئولان به خصوصی‌سازی به معنای واقعی باور ندارند. برخی مدیران دولتی تصور می‌‌کنند با خصوصی‌سازی قدرت تصمیم‌گیری آنها کاهش پیدا می‌‌کند بنابراین مدیران رغبت زیادی به خصوصی‌سازی ندارند.

این باور باعث می‌‌شود که خصوصی‌سازی روندی نامناسب داشته باشد. تصمیمات غیر ورزشی در برخی دولت‌ها هم مزید بر علت شده تا خصوصی‌سازی با تأخیر و به کندی انجام شود. زمانی خصوصی‌سازی جدی و با شتاب انجام می‌شود که دولت‌ها خود را ملزم به اجرای این کار بدانند. 

بعضی افراد ترجیح می‌‌دهند دولت روند را کند و حتی در واگذاری‌ها تجدید نظر کند تا همچنان تسلط خود را در امور مدیریتی حفظ کنند. در برخی دولت‌ها نیز موضوع بازگرداندن باشگاه‌های خصوصی به بخش دولتی مطرح شد که خوشبختانه به سرانجام نرسید اما طرح این مسأله برای افکار عمومی این نگرانی را به وجود می‌‌آورد که عده‌ای اصلاً به موضوع خصوصی‌سازی اعتقاد ندارند.
برخی از مدیران هم به لحاظ عدم شناخت نسبت به فضای ورزش اصلاً خصوصی‌سازی را قبول ندارند. البته در فرهنگ عمومی مردم هم خیلی‌ها با خصوصی‌سازی میانه خوبی ندارند اما مسیر خوشبختی ورزش از واگذاری به بخش خصوصی می‌‌گذرد.

حتی در برخی رسانه‌ها نیز ما به جای نقد، شاهد تخریب پدیده خصوصی‌سازی هستیم تا به این ترتیب خصوصی‌سازی ناکام بماند. درواقع عملکرد بد برخی باعث شده در فرآیند خصوصی‌سازی موانع بزرگی به وجود آید و به این کار ارزشمند لطمه جدی وارد شود.

واقعیت این است که واگذاری باشگاه‌های استقلال و پرسپولیس بدون ورزشگاه، خصوصی‌سازی حقیقی نیست. سپردن باشگاه‌ها به بانک‌ها و هلدینگ‌ها واگذاری است نه خصوصی‌سازی. 

هدف اصلی خصوصی‌سازی افزایش بهره‌وری است که به واسطه آن کیفیت مدیریت در این مجموعه‌ها ارتقا پیدا کند. ما باید برای ایجاد تغییر در روند خصوصی‌سازی فرهنگ حاکم بر جامعه را تغییر دهیم تا مردم نسبت به حضور بخش خصوصی روی خوش نشان دهند تا صاحبان سرمایه با اشتیاق وارد حوزه سرمایه‌گذاری در ورزش شوند.

فلسفه اصلی خصوصی‌سازی، افزایش کارآیی بخش اقتصاد از طریق مشارکت مردم و سرمایه‌گذاران است. البته اهداف فرعی نیز در این مسیر وجود دارد، مثل کم شدن بار مالی و مدیریت دولت، اما در ایران جای آنها با هم عوض شده است. 

باشگاه‌ها واگذار می‌‌شوند تا بار دولت کم شود اما همچنان بار مالی آنها بر دوش دولت است. اجرای خصوصی‌سازی برای ارتقا، بهبود کیفیت و توسعه اقتصادی است. حالا سؤال اینجاست آیا این اتفاقات برای باشگاه‌های ورزشی ما رخ داده است؟

قرارداد واگذاری استقلال و پرسپولیس برای یک دوره پنج ساله انجام شده است، باید دید چه نظارتی برای هزینه‌ها، شیوه مدیریت و باید و نباید‌های در قرارداد سازمان خصوصی‌سازی انجام شده است. خصوصی‌سازی برای واگذاری استقلال و پرسپولیس می‌‌خواست فقط بودجه دولت و بار مدیریتی دولت را کم کند. این مسأله خوب است اما جزو اهداف درجه دو محسوب می‌‌شود نه هدف اصلی.
عمده اشکال خصوصی‌سازی نبود نگاه یا عملکرد حرفه‌ای است. مسأله دوم هم مدیریت است، یعنی زمان خصوصی‌سازی خیلی مهم است که چه کسانی فرمان مدیریت در دوره انتقالی را به دست می‌‌گیرند. 
باید اشخاصی مدیر شوند که به شیوه قانونی خصوصی‌سازی، ابعاد اقتصادی و مالی آن بنگاه مسلط باشند. ما در فوتبال ستاره‌های زیادی داریم اما سواد اقتصادی ندارند و به‌رغم محبوبیت زیاد، متخصص خصوصی‌سازی نیستند و نباید از آنها توقع مدیریت حرفه‌ای داشت. 

خصوصی‌سازی در ورزش یک ویژگی دارد چون ورزش کانون توجه است اگر الگوی خصوصی‌سازی موفق از آن ساخته می‌‌شد، وجهه و اعتبار بالاتری به آن می‌‌داد. در حالی که مقایسه شرایط فعلی سرخابی‌ها با قبل نشان می‌‌دهد اتفاق مثبتی رخ نداده است. 

مدیران بعد از خصوصی‌سازی باید مدیران باکیفیت باشند اما وقتی چنین چیزی اتفاق نیفتاد، زمینه ناکامی خصوصی‌سازی در ورزش رقم خورد. البته نکته بعدی نبود نگاه حرفه‌ای به ورزش است. در حالی که ورزش زیرساخت لازم برای وفاق، انسجام و همدلی است و اگرایرادی هست هم باید رفع شود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار ورزش