«ایران» بررسی کرد؛
جای خالی قیصر
فرهنگ
127377
قیصر، شاعری بود که امید، درد و عشق سه ضلع زندگیاش را تشکیل میداد.
گروه کتاب - ایران آنلاین: در شعرهایش، حتی در تلخترین لحظات، نوری از امید سوسو میزد؛ شاعری که پایانش مانند شعرش شد:
حرفهای ما هنوز ناتمام.../ تا نگاه میکنی: / وقت رفتن است / باز هم همان حکایت همیشگی! / پیش از آنکه باخبر شوی/ لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود / آی.../ ای دریغ و حسرت همیشگی!/ ناگهان / چقدر زود / دیر میشود!
سرنوشت برای او پایان خوشی را رقم نزد و تصادفی ناگهانی، این شاعر محبوب را به خانهنشینی کشاند. روزهای خاموشی تدریجیاش از همان زمان آغاز شد و سرانجام در ۸ آبان ۱۳۸۶، از میان ما رفت. فیروزان صدایش را اندوهناک پایین میآورد: «از وقتی تصادف کرد، دیگر نتوانستم او را ببینم. از نظر عاطفی تحمل دیدنش را در آن حال نداشتم. فقط از دوستان مشترکمان جویای احوالش بودم. هنوز یادش میافتم، دلم میلرزد. قیصر از آن انسانهای برجستهای بود که خداوند خواست زودتر او را پیش خودش ببرد.»
* متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.
انتهای پیام/