پاک‌آیینی اسلامی در مرزهای قبیله‌ای

جهان

151286
پاک‌آیینی اسلامی در مرزهای قبیله‌ای

ویلیام کلیولند در کتاب خود نوشت: اندکی بعد، در سال ۱۸۹۷، عبدالحمید در سرکوب قیامی ضد عثمانی در جزیره کرت به خشونتی عریان دست زد؛ خشونتی که یونان را واداشت علیه امپراطوری اعلان جنگ کند.

کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه خود می نویسد: هرچند ارتش عثمانی در میدان نبرد به پیروزی دست یافت، اما در عرصه دیپلماسی شکستی سنگین خورد. فشار و مداخله قدرت‌های اروپایی، سلطان را ناگزیر ساخت که خودمختاری کرت را بپذیرد؛ واقعه‌ای که بدگمانی او نسبت به غرب را ـ که پیش‌تر نیز ریشه‌دار بود ــ بیش از پیش تعمیق کرد. در واپسین سال‌های سلطنت، عبدالحمید هرچه بیشتر در دیوارهای بلند کاخ یلدیز محصور شد. سیاست پان‌اسلامی او در میان مسلمانان امپراطوری بی‌هوادار نبود، اما فارغ‌التحصیلان همان مدارسی که به فرمان خود او تأسیس شده بود، دریافتند که سلطان اکنون سدّی بر سر راه اصلاحات و پیشرفت است. جنبشی که سرانجام بساط سلطنت او را برچید، نه از کاخ، که از درون صفوف افسران ارتش و حلقه‌های تبعیدیان سیاسی در اروپا برخاست.
گسترش‌طلبی قدرت‌های اروپایی تنها عامل برانگیزاننده جنبش‌های احیای اسلامی نبود. در سده‌های هجدهم و نوزدهم، بسیاری از جوامع روستایی در قلمرو وسیع جهان اسلام شاهد خیزش‌هایی عقیدتی بودند که بر اصول ایمان اسلامی استوار می‌شدند. رهبران این جنبش‌ها، غالباً عالمان پرورش‌یافته در سنت‌های کهن علوم دینی، بر این باور بودند که نفوذ آیین‌های عامیانه و رسم‌های آلوده به بدعت، امت اسلامی را از مسیر پیامبر دور ساخته است. از این رو، حرکت‌های روستایی که برای «تطهیر» ایمان به راه افتادند، اندیشه‌ای نو را در میان مسلمانان رواج دادند: اینکه جامعه اسلامی برای نوزایی و بازسازی خود باید به درون خویش بازگردد و سرمایه معنوی و فکری‌اش را از سرچشمه‌های اصیل خویش بجوید. سه جنبشی که در اینجا مورد بررسی قرار می‌گیرند، هرچند یگانه نمونه‌های چنین حرکت‌هایی نیستند، اما بی‌تردید از تأثیرگذارترین و ماندگارترین آنها در تاریخ معاصر جهان اسلام به شمار می‌روند.
محمد بن عبدالوهاب (۱۷۹۲–۱۷۰۳)، فقیه دینی‌زاده نجد در عربستان مرکزی، بنیان‌گذار مکتبی شد که بی‌گمان رنگ و بوی بنیادگرایی داشت.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان