چرا سروش به جای «درست و نادرست» از «روا و ناروا» میگوید؟
فرهنگ
167531
عبدالکریم سروش در نشست بررسی اندیشههای تامس نیگل، پیشنهاد کرد در برخی مباحث اخلاقی به جای دوگانه «درست و نادرست» از تعبیر «روا و ناروا» استفاده شود؛ پیشنهادی که به گفته او میتواند از وارد شدن یک پیشفرض فلسفی درباره وجود واقعیت اخلاقی مستقل به بحث جلوگیری کند.
بخش دیگری از سخنان سروش در این نشست، به زبان مورد استفاده در داوریهای اخلاقی اختصاص داشت. او گفت که استفاده از تعبیرهای «درست» و «نادرست» ممکن است از همان ابتدا این پیشفرض را وارد بحث کند که احکام اخلاقی دقیقاً مانند گزارههای علمی با یک واقعیت مستقل تطابق دارند.
سروش از همین رو پیشنهاد کرد در برخی موارد از تعبیرهای «روا» و «ناروا» استفاده شود.
او برای توضیح این دیدگاه به مثالهایی مانند شکنجه و بردهداری اشاره کرد و میان درد و رنج ناشی از شکنجه و داوری اخلاقی درباره آن تمایز گذاشت.
به روایت سروش، درد و رنج ناشی از شکنجه امری مستقل از دوره تاریخی و قابل فهم است، اما اینکه شکنجه از نظر اخلاقی «بد» یا «ناروا» تلقی شود، در چارچوب نظری او با داوری و اقناع عقلانی پیوند دارد.
بر این اساس، اگر استدلالی بتواند انسان را قانع کند که بردهداری همواره ناروا بوده است، پذیرش این حکم نیز از فرآیند اقناع عقلانی جدا نخواهد بود.
این تلقی به معنای آن نیست که سروش هر نوع توافقی را معتبر میداند یا تفاوتی میان استدلال قوی و ضعیف قائل نیست. برعکس، تأکید او بر «اقناع عقلانی» است و نه صرفاً پذیرش عمومی. از این منظر، یک ادعا هنگامی در قلمرو معرفت انسانی قرار میگیرد که بتوان درباره آن استدلال کرد، دلایلش را سنجید و آن را در فضای عقلانی مورد گفتوگو و ارزیابی قرار داد.
سروش از همین زاویه درباره زبان اخلاق نیز احتیاط کرد و پیشنهاد داد در برخی موارد به جای تعبیرهای «درست» و «نادرست» از «روا» و «ناروا» استفاده شود. به گفته او، تعبیر «درست و نادرست» ممکن است از همان ابتدا این پیشفرض را وارد بحث کند که احکام اخلاقی دقیقاً مانند گزارههای علمی با واقعیتی مستقل تطابق دارند؛ در حالی که خود این فرض یکی از موضوعات مناقشه فلسفی است.
مثال بردهداری و شکنجه نیز برای روشنتر شدن این بحث مطرح شد. سروش میان درد و رنج ناشی از شکنجه و داوری اخلاقی درباره آن تمایز گذاشت. به تعبیر او، درد و رنج شکنجه امری مستقل از دوره تاریخی و قابل فهم است، اما اینکه شکنجه از نظر اخلاقی «بد» یا «ناروا» تلقی شود، در چارچوب نظری او با داوری و اقناع عقلانی پیوند دارد. بنابراین اگر استدلالی بتواند ما را قانع کند که بردهداری همیشه ناروا بوده است، پذیرش این حکم نیز از فرآیند اقناع عقلانی جدا نیست.
نحوه تبدیل یک ادعای اخلاقی به معرفت انسانی
به این ترتیب، مسألهای که سروش در این نشست برجسته کرد «نحوه تبدیل یک ادعای اخلاقی به معرفت انسانی» بود. از نظر او، حتی اگر واقعیتی مستقل از ما وجود داشته باشد، این واقعیت زمانی در قلمرو معرفت انسانی قرار میگیرد که بتوان درباره آن سخن گفت، آن را فهمید، درباره دلایلش بحث کرد و در فرآیند استدلال عقلانی به اقناع رسید. از همین جا تفاوت میان دیدگاه نیگل و موضع سروش روشنتر میشود.
انتهای پیام/