
«خانواده ووردالاک» بیش از یک یادگار تاریخی است؛ آینهای است برای اضطرابهای امروزی. تالستوی، بدون اینکه بداند، داستانی نوشت که در سال ۲۰۲۵، با فیلمهای جدید و بحثهای برخط، زنده مانده است.

طهحسین فراهانی گفت: «الماسی به بزرگی هتل ریتز» با لحن افسانهای و پایان تأملبرانگیز، خوانندگان را به چالش کشید تا درباره ارزشهای خود بیندیشند. این داستان هشداری است درباره خطرات ثروت بیحد و وسوسههای مادیگرایی.

فرانسیس اسکات فیتزجرالد، یکی از برجستهترین نویسندگان قرن بیستم آمریکا و صدای نسل عصر جَز است. دورانی که در دهه ۱۹۲۰ موسیقی جَز در آن رونق پیدا کرد و چنان با فرهنگ آمریکا عجین شد.

داریوش مؤدبیان گفت: جامعه آمریکایی و درد و رنج مردم آن مهمترین محور موضوعی آثار اونیل را تشکیل میدهد.

از نظر بسیاری از نظریهپردازان تئاتر، آثار یوجین اونیل نشانگر بلوغ تئاتر آمریکاست. بین سالهای ۱۹۱۶ تا ۱۹۴۶، سیوپنج نمایشنامه از او اجرا شد.

در سالروز درگذشت یوجین اونیل(۱۸۸۸ –۱۹۵۳)، نویسندهای که نمایشنامهنویسی آمریکا را از مضامین سرگرمکننده به قلمرویی جدی، اجتماعی و روانکاوانه کشاند، بازخوانی آثارش ضرورتی تازه مییابد؛ نویسندهای که ستون بنیادین ادبیات نمایشی مدرن آمریکا بهشمار میرود.

کمرون کراس گفت: شیفتگی من به ادبیات فارسی بر میگردد به سالهای نوجوانی، زمانی که به طور کلی علاقهمند به مطالعات زبان و تاریخ جهان شده بودم.

به تازگی کتاب «بوطیقای عشق رمانتیک در ویس و رامین و منظومههای عاشقانه» نوشته کمرون کراس، استاد برجسته دانشگاه میشیگان، با ترجمه نیما ظاهری و به همت انتشارات خوارزمی در ۶۴۰ صفحه منتشر شده است.

یکی از آثار سلوریو خاطرات و خودزندگینامهاش با عنوان «آینههای شکسته/ Ese montón de espejos rotos» در سال ۲۰۲۵ است؛ بازتابی از یک عمر مطالعه، تدریس و نوشتن که خودش آن را «تجمل بیفایده اما شگفتانگیز» ادبیات توصیف کرده است.

آدریانا ساندوال، نویسنده مشهور اسپانیایی، در مجله Persee.fr به نقد رمان «عشق به خویشتن/ Amor Propio»؛ انتشار سال ۱۹۹۲ پرداخته است.

گونسالو ادموندو سلوریو، نویسندهای برجسته و تأثیرگذار، خالق رمانهای مهمی همچون «و بگذار زمین در مرکز خود بلرزد/ Y retiemble en sus centros la tierra» (۱۹۹۹) و «دروغهای حافظه/ Mentideros de la memoria» (۲۰۲۲) است.

نامش شاید برای بسیاری از ما ایرانیان آشنا نباشد، اما وقتی هیأت داوران، برنده جایزه میگل دِ سروانتس ۲۰۲۵ را اعلام کردند رضایت اسپانیاییزبانها را به دنبال داشت؛ چرا که این نشان ادبی به گونسالو سلوریو (Gonzalo Celorio) نویسنده مکزیکی رسید.

«روانکاوی تالستوی» پرترهای روانشناختی از لئو تالستوی ارائه میدهد که نگرشی تازه و خاص به ذهن این غول ادبی است.

علیرضا پیروزان به «ایران»گفت: رمان «رستاخیز» (۱۸۹۹) واپسین تلاش تولستوی برای آشتی دادن انسان با حقیقت است. اینجا دیگر او نویسندهای صرف نیست، بلکه منادی و پیامآوری اخلاقی است که میکوشد نظام قضایی، دینی و اجتماعی روسیه را از اساس نقد کند.

لئو تالستوی (۹ سپتامبر ۱۸۲۸–۲۰ نوامبر ۱۹۱۰) سال ۱۸۸۹ رمان «سونات کرویتسر» را منتشر کرد و در آن از ضرورت امساک از رابطه جنسی سخن گفت.

در جهان ادبیات، کمتر نویسندهای را میتوان یافت که میان زمین و آسمان، میان مادیت زندگی و ابدیت معنا، چنین رفت و برگشت پرشکوهی داشته باشد که تولستوی (۱۸۲۸-۱۹۱۰) داشت. او در ظاهر، نویسندهای از روسیه سده نوزدهم است؛ اما در حقیقت، قلمش از افق روسیه فراتر میرود و در مرزهای هستی و اخلاق، فلسفه و ایمان، در گردش است.

در جهان رمانهای داستایفسکی، انسانها در ید اختیار احساساتاند و خواهشهایشان آنها را هدایت میکند؛ [انسانها] غیرقابل پیشبینی، ناقص و خطاکاراند؛ اما درعین حال سرشار از قدرتی عظیماند.

فیودور داستایفسکی، کار نوشتن آخرین رمان خود یعنی «برادران کارامازوف» را سال ۱۸۷۸ آغاز کرد. این اثر به صورت پاورقی از ژانویه ۱۸۷۹ تا نوامبر ۱۸۸۰ در مجله روسی «وستنیک» منتشر میشد.

کارلوس فوئنتس نویسندهای است که توانسته از سرچشمههای ادوار گوناگون فرهنگ سیراب شود، در فرهنگ و ادبیات ملتهای بسیار کندوکاو کند و از هر یک خوشهها برگیرد.

در سراسر آثار کارلوس فوئنتس، روایت نه بازگویی واقعیت، بلکه آفرینش دوباره هستی است. او نویسندهای است که میداند جهان از کلمه ساخته شده و هر واژه حامل نوعی قدرت احضار است.