
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: به اعتقاد کواکبی، احیای اسلام با تأسیس خلافتی عربی در مکه آغاز میشود که وظایف آن محدود به امور دینی باشد. اگرچه او ملیگرای عرب نبود، اما با تأکید بر اینکه نسخه عربی اسلام تنها نسخه خالص آن است، زمینهای ایدئولوژیک فراهم آورد که عربها بهعنوان مسلمانان، امکان مقاومت علیه سلطنت عثمانی را مییافتند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: محمد عبده (۱۸۴۹–۱۹۰۵)، شاگرد برجسته و نامدار جمالالدین اسدآبادی، مسیری متفاوت از استاد خود در پیش گرفت. در حالی که سید جمال با خطابههای آتشین و تحرکات سیاسی میکوشید امت اسلامی را به حرکت درآورد، عبده راهی سنجیدهتر و آرامتر برگزید: اصلاحات فکری و نهادی. او را میتوان یکی از بزرگترین متفکران مسلمان عرب در عصر مدرن دانست.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: این جرقه، محمد احمد (۱۸۸۵–۱۸۴۴) بود؛ مردی زاده سودان که زهد و پارساییاش برای او اعتباری مردمی فراهم آورده بود. او فقر و سادهزیستی را فضیلتی الهی قلمداد میکرد و رفاه و تجمل مقامات مصری را نشانهای از بیدینی و انحراف. محمد احمد دیری نپایید که ساختاری اداری بنیان نهاد؛ ساختاری که به سرعت به دولتی تمامعیار بدل شد. جنبش او چهرهای نظامی نیز یافت، چرا که با اعلام جهاد علیه حکومت مصر، خواستار رهایی سودان از دست مصر شد. دعوت او با شتابی چشمگیر پژواک یافت.

ویلیام کلویلند در کتاب خود نوشت: موعظههای پرشور ابن عبدالوهاب سرانجام حمایت محمد بن سعود، یکی از سران محلی نجد را به خود جلب کرد. اتحاد شمشیر ابن سعود و پیام اصلاحطلبانه عبدالوهاب، نیرویی نوپدید و نیرومند آفرید که در اندک زمانی سراسر شمال عربستان را درنوردید و در سال ۱۸۰۳ به تصرف مکه انجامید.