از عینیت تا اقناع عقلانی؛ نقد سروش بر فلسفه اخلاق تامس نیگل

از عینیت تا اقناع عقلانی؛ نقد سروش بر فلسفه اخلاق تامس نیگل

«در نشست نقد و بررسی اندیشه‌های فلسفی تامس نیگل، عبدالکریم سروش با به چالش کشیدن ایده “عینیت مستقل احکام اخلاقی”، بر نقش محوری “اقناع عقلانی” تأکید کرد. سروش با هم‌تراز دانستن اعتبار گزاره‌های اخلاقی و علوم طبیعی در گروِ داوری فاعل عاقل، پیشنهاد داد به جای تقابل گزاره‌ای درست/نادرست، از زبان اخلاق بر مدار مفاهیم “روا” و “ناروا” استفاده کنیم.»

فرهنگ

چرا سروش به جای «درست و نادرست» از «روا و ناروا» می‌گوید؟

چرا سروش به جای «درست و نادرست» از «روا و ناروا» می‌گوید؟

عبدالکریم سروش در نشست بررسی اندیشه‌های تامس نیگل، پیشنهاد کرد در برخی مباحث اخلاقی به جای دوگانه «درست و نادرست» از تعبیر «روا و ناروا» استفاده شود؛ پیشنهادی که به گفته او می‌تواند از وارد شدن یک پیش‌فرض فلسفی درباره وجود واقعیت اخلاقی مستقل به بحث جلوگیری کند.

فرهنگ

اختلاف نظر عبدالکریم سروش و نیگل بر سر «واقعیت اخلاقی»

اختلاف نظر عبدالکریم سروش و نیگل بر سر «واقعیت اخلاقی»

عبدالکریم سروش در نشست اخیر خود با بررسی اندیشه‌های تامس نیگل، این فیلسوف آمریکایی را اندیشمندی «باریک‌بین» دانست که به حوزه‌های کمتر آزموده شده ورود می‌کند. در این گزارش، نگاهی به دیدگاه سروش درباره تلقی نیگل از پیوستگی جهان طبیعی و اختیار انسانی داریم.

فرهنگ

سروش: اخلاق برای تبدیل شدن به معرفت نیازمند اقناع عقلانی است

سروش: اخلاق برای تبدیل شدن به معرفت نیازمند اقناع عقلانی است

عبدالکریم سروش در نشست نقد و بررسی اندیشه‌های تامس نیگل، با تمرکز بر نسبت اخلاق و معرفت گفت همان‌گونه که گزاره‌های علوم طبیعی زمانی به معرفت انسانی تبدیل می‌شوند که دلایل آنها بتواند عقل را قانع کند، احکام اخلاقی نیز از فرآیند استدلال و اقناع عقلانی جدا نیستند. »

فرهنگ

«اقناع عقلایی» برای امور اخلاقی

گزارش «ایران» از سخنرانی عبدالکریم سروش در نشست نقد و بررسی اندیشه‌های تامس نیگل، فیلسوف آمریکایی

«اقناع عقلایی» برای امور اخلاقی

در نشست نقد و بررسی اندیشه‌های تامس نیگل که به همت حلقه «دیدگاه نو» برگزار شد، عبدالکریم سروش یکی از سخنرانان این هم‌اندیشی بود که بحث خود را بر یکی از مسائل مهم فلسفه اخلاق متمرکز کرد: نسبت «واقعیت اخلاقی» با عقلانیت و معرفت انسانی. سروش، این پرسش را پیش کشید که احکام اخلاقی چگونه می‌توانند به معرفت انسانی تبدیل شوند و چه نسبتی میان «دلیل» و «اقناع عقلانی» وجود دارد.

فرهنگ