هادی ساعی و حرفهایی که نشان از تغییر نمیدهد
توهم توطئه
عملکرد تکواندوی ایران در مسابقات قهرمانی جهان صدای خیلی از علاقهمندان به این رشته را در آورده است. این در حالی است که تیم ملی تکواندو با یک طلا، یک نقره و یک برنز و ایستادن بر جایگاه دومی این مسابقات نه تنها نتیجه بدی کسب نکرده بلکه یکی از بهترین نتایج تاریخ خود را کسب کرده اما چرا با وجود این نتیجه بعد از مسابقات هادی ساعی و تیمش مورد انتقاد قرار گرفتند؟ این سؤالی است که هادی باید هر روز از خودش بپرسد و جواب صحیحی برای آن پیدا کند اما ظاهراً او علاقهای برای این کار ندارد. بلافاصله بعد از بازگشت به تهران هادی ساعی یک گفتوگوی مفصل انجام داد که نشان میدهد او قصد دارد هم با خودش هم با علاقهمندان به تکواندو لج کند.
هادی ساعی در مصاحبه خود چند نکته دارد که میتوان تیتروار به آنها اشاره کرد. در ابتدای مصاحبه او مدعی شده بهخاطر جنگ نتوانستیم بچهها را قبل از قهرمانی جهان محک بزنیم. مشخص نیست خودش هم واقعاً به این موضوع اعتقاد دارد یا فقط به عنوان بهانه از آن استفاده کرده اما حتی اگر درست هم باشد همین نکته نشان دهنده توان مدیریتی ساعی است. همان موقع علیرضا دبیر خودش را به هر دری زد تا بتواند تیمهایش را به مسابقات اعزام کند. چرا ساعی نتوانست؟ ضمن اینکه حمله رژیم صهیونیستی هفته آخر خرداد انجام شد و تکواندوکارانی که در المپیک مدال گرفته بودند از شهریور 1403 به هیچ مسابقهای اعزام نشده بودند. یعنی یک تیمی که 10 ماه در خواب بود و هیچ برنامهای نداشتند را ساعی در دو ماه میخواست آماده کند اما جنگ اجازه نداد؟
در بخش دیگری گفته ناهید و مبینا بعد از مسابقات چین دیگر هیچ حاشیهای نداشتند. این هم ادعای صحیحی نیست چرا که کیانی بعد از حاشیه اول اردوی تیم ملی را ترک کرد و مدتها در اردو نبود. ضمن اینکه مبینا در همین مدت هم یک درگیری با یکی از مربیان سازنده تکواندو به راه انداخت. اینگونه اظهارات یعنی ندیدن واقعیتها و سقوط زمانی رخ میدهد که مدیر یک مجموعه نخواهد با واقعیت فدراسیونش روبهرو شود.
در جای دیگری هادی ساعی مدعی شده در باختها فقط از من و مهروز انتقاد میشود اما بردها برای دیگران است. بعد از المپیک چه کسانی سراغ جایزهها رفتند؟ نام خانم مداح نبود اما خواهر آقای ساعی در لیست دعوتی بیشتر جاها بود. حالا چطور مدعی میشود که بردها برای دیگران بوده و فقط انتقادات به او و خواهرش رسیده؟ اگر واقعاً چنین بوده چطور خواهرش را کنار خودش به انتخابات کنفدراسیون آسیا کشاند؟
در جایی دیگر گفته زورشان به من نمیرسد، از طریق خواهرم من را میزنند که اگر فرض بر اینکه حرف درستی هم باشد اما با گفتن این جمله در ادامه که از مهروز ساعی حمایت میکنم یا خواسته حرف اولش را نقض کند و یا ناخواسته شعور مدیریتیاش را زیر سؤال برده. اگر میداند که خواهرش به نقطه ضعفش تبدیل شده چرا از او حمایت میکند؟ این مصاحبه ساعی نشان داد که او مقابل درست کردن تیمش ایستاده و حاضر نیست تحت هیچ شرایطی با واقعیت کنار بیاید. در رسانه ملی دروغ به خورد مردم دادند. این آخرین جملهای است که در مصاحبه ساعی به آن نقد نوشته میشود. البته جملات زیاد دیگری هست اما نگارنده دیگر حوصله ندارد اما مگر میشود هر کسی بر خلاف نظر کسی حرفی زد، دروغگو باشد.
انتهای پیام/
هادی ساعی در مصاحبه خود چند نکته دارد که میتوان تیتروار به آنها اشاره کرد. در ابتدای مصاحبه او مدعی شده بهخاطر جنگ نتوانستیم بچهها را قبل از قهرمانی جهان محک بزنیم. مشخص نیست خودش هم واقعاً به این موضوع اعتقاد دارد یا فقط به عنوان بهانه از آن استفاده کرده اما حتی اگر درست هم باشد همین نکته نشان دهنده توان مدیریتی ساعی است. همان موقع علیرضا دبیر خودش را به هر دری زد تا بتواند تیمهایش را به مسابقات اعزام کند. چرا ساعی نتوانست؟ ضمن اینکه حمله رژیم صهیونیستی هفته آخر خرداد انجام شد و تکواندوکارانی که در المپیک مدال گرفته بودند از شهریور 1403 به هیچ مسابقهای اعزام نشده بودند. یعنی یک تیمی که 10 ماه در خواب بود و هیچ برنامهای نداشتند را ساعی در دو ماه میخواست آماده کند اما جنگ اجازه نداد؟
در بخش دیگری گفته ناهید و مبینا بعد از مسابقات چین دیگر هیچ حاشیهای نداشتند. این هم ادعای صحیحی نیست چرا که کیانی بعد از حاشیه اول اردوی تیم ملی را ترک کرد و مدتها در اردو نبود. ضمن اینکه مبینا در همین مدت هم یک درگیری با یکی از مربیان سازنده تکواندو به راه انداخت. اینگونه اظهارات یعنی ندیدن واقعیتها و سقوط زمانی رخ میدهد که مدیر یک مجموعه نخواهد با واقعیت فدراسیونش روبهرو شود.
در جای دیگری هادی ساعی مدعی شده در باختها فقط از من و مهروز انتقاد میشود اما بردها برای دیگران است. بعد از المپیک چه کسانی سراغ جایزهها رفتند؟ نام خانم مداح نبود اما خواهر آقای ساعی در لیست دعوتی بیشتر جاها بود. حالا چطور مدعی میشود که بردها برای دیگران بوده و فقط انتقادات به او و خواهرش رسیده؟ اگر واقعاً چنین بوده چطور خواهرش را کنار خودش به انتخابات کنفدراسیون آسیا کشاند؟
در جایی دیگر گفته زورشان به من نمیرسد، از طریق خواهرم من را میزنند که اگر فرض بر اینکه حرف درستی هم باشد اما با گفتن این جمله در ادامه که از مهروز ساعی حمایت میکنم یا خواسته حرف اولش را نقض کند و یا ناخواسته شعور مدیریتیاش را زیر سؤال برده. اگر میداند که خواهرش به نقطه ضعفش تبدیل شده چرا از او حمایت میکند؟ این مصاحبه ساعی نشان داد که او مقابل درست کردن تیمش ایستاده و حاضر نیست تحت هیچ شرایطی با واقعیت کنار بیاید. در رسانه ملی دروغ به خورد مردم دادند. این آخرین جملهای است که در مصاحبه ساعی به آن نقد نوشته میشود. البته جملات زیاد دیگری هست اما نگارنده دیگر حوصله ندارد اما مگر میشود هر کسی بر خلاف نظر کسی حرفی زد، دروغگو باشد.
انتهای پیام/