اختلاف نظر عبدالکریم سروش و نیگل بر سر «واقعیت اخلاقی»
فرهنگ
167534
عبدالکریم سروش در نشست اخیر خود با بررسی اندیشههای تامس نیگل، این فیلسوف آمریکایی را اندیشمندی «باریکبین» دانست که به حوزههای کمتر آزموده شده ورود میکند. در این گزارش، نگاهی به دیدگاه سروش درباره تلقی نیگل از پیوستگی جهان طبیعی و اختیار انسانی داریم.
در نشست نقد و بررسی اندیشههای تامس نیگل، عبدالکریم سروش از زاویهای متفاوت با فیلسوف آمریکایی به مسئله «واقعیت اخلاقی» پرداخت؛ نیگل بر امکان وجود ارزشها و دلایل اخلاقی مستقل از باورها و توافقهای انسانی تأکید دارد، در حالی که سروش پرسش اصلی را به چگونگی تبدیل چنین واقعیتی به «معرفت انسانی» مرتبط میکند.
تامس نیگل در آثار خود از نوعی «عینیت اخلاقی» دفاع میکند و معتقد است ارزشها و دلایل اخلاقی صرفاً تابع باورها، تمایلات یا توافق انسانها نیستند و میتوان از منظری عینی و غیرشخصی درباره آنها داوری کرد.
سروش در این نشست با این تلقی همراه نشد و بحث خود را بر شرایطی متمرکز کرد که یک «واقعیت اخلاقی» یک هستیشناسی مستقل ندارد و بر «شرایط معرفت ما نسبت به چنین واقعیتی» وابسته است.
به بیان سادهتر، مسئله نیگل این است که آیا حقیقت اخلاقی مستقل از دیدگاههای ما وجود دارد؟ اما سروش این پرسش را برجسته میکند که اگر چنین حقیقتی وجود داشته باشد، چگونه میتوانیم آن را بشناسیم و به معرفت تبدیل کنیم؟
از همین منظر، سروش تأکید کرد حتی اگر واقعیتی مستقل از انسان وجود داشته باشد، این واقعیت زمانی وارد قلمرو معرفت انسانی میشود که بتوان درباره آن سخن گفت، دلایلش را بررسی کرد و از مسیر استدلال عقلانی به اقناع رسید.
در اینجا اختلاف اصلی نه بر سر اهمیت عقلانیت، بلکه درباره جایگاه آن در نسبت ما با حقیقت اخلاقی است: عقلانیت صرفاً ابزار کشف حقیقت است یا در اعتبار معرفتی احکام اخلاقی نیز نقش تعیینکننده دارد؟ این پرسشی بود که در سخنرانی سروش مورد مداقه قرار گرفت.
در واقع نیگل بیشتر درباره «وجود حقیقت اخلاقی» سخن میگوید و سروش درباره «چگونگی شناخت آن».
انتهای پیام/