احمد مسجد جامعی به مناسبت ۲۷ شهریور روز شعر و ادب فارسی نوشت؛
شعر فارسی تارو پود زندگی/ چرا هویت ایرانی با شعر نفس میکشد؟
مارکوپولو در توصیف ایرانیان گفته بود: «مردمانی که به زبان شعر سخن میگویند و بر فرشهای نفیس پا مینهند.» احمد مسجدجامعی در یادداشتی به مناسبت روز شعر و ادب فارسی، که در صفحه فرهنگی روزنامه ایران منتشر شد، با بازخوانی این تصویر، شعر را نه یک کالا در کتابخانهها، بلکه روایتی از زندگی روزمره ایرانیان میداند که در شادی، سوگ و حماسه همراه مردم بوده و هست.
احمد مسجدجامعی، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی / جملهای مشهور را به مارکوپولو، جهانگرد مشهور ونیزی که از یزد و کرمان و جیرفت و هرمز و همچنین تبریز، جهانشهر آن روزگار، دیدن کرد، نسبت دادهاند. او ایرانیان را مردمانی میداند که «به زبان شعر سخن میگویند و بر فرشهای نفیس پا مینهند.» در انتساب این عبارت به او باید احتیاط کرد. اما فارغ از آنکه اولین گویندهاش چه کسی بوده است، تصویر نهفته در این جمله بهراستی ایرانی است: شعر در زبان و فرش در زیر پا؛ زبان در آسمان و نقش بر زمین؛ کلمه و رنگ، هر دو نماد معنا و زیبایی.
شاید کمتر سرزمینی بتوان یافت که شعر در آن، چنین از کتاب و محفلهای ادیبان فراتر رفته و با زندگی مردم درآمیخته باشد. ایرانی، برای عشق و عاشقی شعر میسراید، در سوگ به شعر پناه میبرد، در شادی ابیاتی بر زبان میآورد، برای پند سراغ سعدی میرود، یلدا و تحویل سال حافظ میگشاید و در هنگامه حماسه از فردوسی مدد میگیرد. شعر در ایران تنها یک قالب ادبی نبوده است؛ گاه شیوهای برای دیدن و معنا کردن جهان است.
هر رطبی کز سر این خوان بود
آن نه سخن، پارهای از جان بود
انتهای پیام/