
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: در دو سال بعد، مجلس با درگیریهای مواجه شد. ائتلافی که پیشتر در مخالفت با رژیم قاجار متحد شده بود، اکنون بر سر مسائلی مانند رابطه دولت با نهاد دینی و میزان و سرعت اصلاحات اجتماعی دچار اختلاف شد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: مرحله اول انقلاب مشروطه با یک حرکت اعتراضی گسترده در تهران در دسامبر ۱۹۰۵ آغاز شد و تا اوت ۱۹۰۶ ادامه یافت. در این دوره، شاه با مواجهه با تظاهرات عظیم ضد دولتی که توسط بازاریان، علمای دین و اصلاحطلبان رهبری میشد، تسلیم خواستههای مردم شد و فرمان تشکیل مجلس مؤسسان را صادر کرد.

ویلیام کلیولند در کتاب خاورمیانه مدرن می نویسد: مظفرالدین شاه همچنین به وامهای خارجی متوسل شد و از مؤسسات مالی بریتانیایی، فرانسوی و روسی قرض گرفت. اما به جای آنکه این وجوه در جهت توسعه اقتصادی یا تقویت نظامی کشور به کار گرفته شود، شاه از آن برای بازپرداخت وامهای پیشین یا تأمین هزینه سفرهای پرهزینه خود به اروپا بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۵ استفاده کرد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: برای بسیاری از نخبگان عرب، دوران ترکان جوان زمانی بود برای برنامهریزی آینده در چارچوب سیاسی امپراطوری عثمانی. با وجود کمپین کمیته اتحاد و ترقی علیه برخی از نخبگان عرب که اعتبارشان ناشی از خدمت در دوران عبدالحمید بود، بسیاری از خانوادههای برجسته عرب همچنان قدرت خود را حفظ کردند و برخی دیگر در نظام جدید اتحاد و ترقی جایگاه تازهای یافتند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیسانه مدرن نوشت: رویدادهای ۱۹۱۳–۱۹۰۸ بار دیگر سیاست عثمانیگرایی را به چالش کشیدند.

ویلیام کلیولند در کتاب خاورمیانه مدرن نوشت: نخستین مرحله از دوره ترکهای جوان، از ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۳، شاهد کشمکش قدرت میان کمیته اتحاد و ترقی – که پایگاه آن در میان افسران جوان و میانرتبه ارتش و کارمندان دولت بود – و ائتلافهای متغیری از لیبرالها و محافظهکاران که جز مخالفت با کمیته اتحاد و ترقی وجه اشتراک چندانی نداشتند، بود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: بیاعتمادی عبدالحمید به نهادهای سازمانیافته، ارتش را نیز دربر گرفته بود. در سالهای پایانی سلطنت او، کیفیت تجهیزات نظامی کاهش یافت و پرداخت حقوقها با تأخیرهای طولانی مواجه شد. این وضعیت نارضایتی را در میان افسران صف گسترش داد و برخی از آنان گروههای مخفی اعتراضی تشکیل دادند که بعدها با کمیته اتحاد و ترقی پیوند خوردند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن خود می نویسد: شتاب نسبی که با آن بریتانیا و روسیه به توافقی درخصوص تقسیم ایران دست یافتند، تهدیدی جدی برای دولت عثمانی محسوب میشد. در طول قرن نوزدهم، رقابت میان قدرتهای بزرگ مانعی مهم برای تسلط کامل هر یک از آنها بر بخشهای وسیعی از قلمرو عثمانی بود. اما شکلگیری اتحاد سهگانه، هراس نخبگان عثمانی را برانگیخت که این بار ممکن است قدرتهای بزرگ نه در رقابت، بلکه در هماهنگی با یکدیگر، برای تجزیه امپراطوری وارد عمل شوند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: دوره جوانان ترک، از ۱۹۰۸ تا فروپاشی عثمانی در ۱۹۱۸، شاهد رویارویی مستقیم تمام روندهای قرن گذشته بود. به آشفتگیهای موجود، پیشنهادهایی برای شکلهای جدید هویت فرهنگی و سیاسی افزوده شد که با ایدئولوژی غالب عثمانیگرایی در تضاد بود.

ویلیام کلیلولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: دوران سلطنت عبدالحمید، پرسش آینده مسیحیان در امپراطوری عثمانی را با وضوح بیشتری مطرح کرد. درعین حال، سرکوبگری سیاسی دوران او، مسلمانان عرب را نیز تحت تأثیر قرار داد؛ بهویژه گروهی از روزنامهنگاران، اندیشمندان و سیاستمداران نوظهور که توانسته بودند از فرصتهای آموزشی فراهمشده در دوران نهضت بهرهمند شوند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در سراسر لبنان و بخشهایی از سوریه، این تلاش گسترده آموزشی که عمدتاً به زبان عربی انجام میشد، به رنسانس فرهنگی عربی شتاب بخشید. شور و اشتیاق تازهای نسبت به سنت ادبی کلاسیک ایجاد شد و آزمایشهای فراوانی با فرمها و سبکهای نو در نوشتهها انجام گرفت.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: به اعتقاد کواکبی، احیای اسلام با تأسیس خلافتی عربی در مکه آغاز میشود که وظایف آن محدود به امور دینی باشد. اگرچه او ملیگرای عرب نبود، اما با تأکید بر اینکه نسخه عربی اسلام تنها نسخه خالص آن است، زمینهای ایدئولوژیک فراهم آورد که عربها بهعنوان مسلمانان، امکان مقاومت علیه سلطنت عثمانی را مییافتند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: محمد عبده (۱۸۴۹–۱۹۰۵)، شاگرد برجسته و نامدار جمالالدین اسدآبادی، مسیری متفاوت از استاد خود در پیش گرفت. در حالی که سید جمال با خطابههای آتشین و تحرکات سیاسی میکوشید امت اسلامی را به حرکت درآورد، عبده راهی سنجیدهتر و آرامتر برگزید: اصلاحات فکری و نهادی. او را میتوان یکی از بزرگترین متفکران مسلمان عرب در عصر مدرن دانست.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: این جرقه، محمد احمد (۱۸۸۵–۱۸۴۴) بود؛ مردی زاده سودان که زهد و پارساییاش برای او اعتباری مردمی فراهم آورده بود. او فقر و سادهزیستی را فضیلتی الهی قلمداد میکرد و رفاه و تجمل مقامات مصری را نشانهای از بیدینی و انحراف. محمد احمد دیری نپایید که ساختاری اداری بنیان نهاد؛ ساختاری که به سرعت به دولتی تمامعیار بدل شد. جنبش او چهرهای نظامی نیز یافت، چرا که با اعلام جهاد علیه حکومت مصر، خواستار رهایی سودان از دست مصر شد. دعوت او با شتابی چشمگیر پژواک یافت.

ویلیام کلویلند در کتاب خود نوشت: موعظههای پرشور ابن عبدالوهاب سرانجام حمایت محمد بن سعود، یکی از سران محلی نجد را به خود جلب کرد. اتحاد شمشیر ابن سعود و پیام اصلاحطلبانه عبدالوهاب، نیرویی نوپدید و نیرومند آفرید که در اندک زمانی سراسر شمال عربستان را درنوردید و در سال ۱۸۰۳ به تصرف مکه انجامید.