راز پارادوکس پل والری/ شاعری که خودش را شاعر نمی‌دانست

فرهنگ

167639
راز پارادوکس پل والری/ شاعری که خودش را شاعر نمی‌دانست

یادداشتی با عنوان «ریتم کلمات» در شماره امروز روزنامه ایران منتشر شد.

بخشی از این گزارش را در ادامه بخوانید:

 

مارگریت یورسنار، میشل بوتور، پل والری و ژان ژنه؛ چهار ادیبی هستند که اگرچه در فضاهای متفاوتی از ادبیات فرانسه درخشیده‌اند، اما همگی در یک نقطه باهم تلاقی دارند: تأثیر عمیق موسیقی بر آفرینش کلام. کتاب «کوارتت فرانسوی» به گردآوری و ترجمه رضا رضایی، به جای تمرکز صرف بر زندگی‌نامه این چهار نویسنده، در راستای ارائه تحلیلی تمام و کمال درخصوص ساختار و سبک‌شناسی آثارشان می‌کوشد. 

 

سومین فصل کتاب را استیون وینسپر درباره پل والری، نویسنده، شاعر و فیلسوف فرانسوی نوشته است؛ ادیبی که نشریه ادبی «لاونسانس» سال 1921، او را بر اساس نظرسنجی از سه‌ هزار شاعر و منتقد ادبی، بزرگ‌ترین شاعر در قید حیات آن سال‌ خوانده است؛ اظهار نظری که والری در واکنش به آن تأکید کرده بود:«من نه بزرگم و نه شاعر، آنها هم سه‌ هزار نفر نیستند بلکه چهار نفرند توی یک کافه یا جای دیگر.» این اظهار نظر صرفاً بیزاری والری از سیاست ادبی را عیان نمی‌کند بلکه پارادوکس مهمی را نیز نشان می‌دهد، اینکه ملک‌الشعرای فرانسه نه‌تنها سیاست را قبول ندارد بلکه کار خود را هم شاعرانه نمی‌داند.

مواجهه او با دو مجموعه شعر، «درام تغزلی» و «الهه جوان سرنوشت» که سبب شهرتش بوده‌اند نیز جالب است؛ او آنها را سیاه‌مشق‌هایی برای تدوین مسائل زبان و عروض می‌دانست. والری خواهان عبور از ادبیات با تأکید صرف بر انتقال اعتقادات یا عواطف بود، رویکردی که او را رویاروی نهضت سوررئالیستی قرار داد و از سویی، فاصله‌اش را با سمبولیست‌های قبلی، همچون پل ورلن بیشتر می‌کرد. 
او یک مرتبه در بیست‌ویک سالگی دست از شاعری می‌کشد و بیست سال بعدی عمر خود را وقف تأملات انتزاعی در باب ریاضیات و فلسفه و زبان می‌کند. حاصل برخی از این تأملات به قالب چندین جستار درآمده و منتشر می‌شوند. والری سال‌ها بعد دوباره شعر را رها می‌کند و دیگر متن منظوم مهمی نمی‌نویسد، هرچند تأثیرش همواره بر حیات فکری اروپا احساس می‌شد؛ این تأثیر در بیست سال باقی‌مانده عمرش از طریق سفرها و سخنرانی‌های متعددی در خارج از فرانسه، آشنایی‌اش با دانشمندان و ریاضیدانان برجسته زمان و جستارهای بی‌شمارش در زمینه ادبیات و نقاشی، بیشتر و بیشتر شد. والری هم نظیر بوتور، تحت‌تأثیر افسانه‌ها و اساطیر یونانی بوده، آنچنان که قهرمانان مجموعه شعر «نارکیسوس سخن می‌گوید»، همگی برخاسته از اساطیر یونانی هستند؛ قهرمانانی که عقاید سمبولیک او را در قالبی منظوم به تصویر می‌کشند.

نویسنده ضمن برشمردن ویژگی‌های مختلف شعر این مجموعه، ویژگی‌های شخصیتی و ادبی او را برای خواننده شرح می‌دهد. آشنایی با مالارمه، شاعر و منتقد فقید فرانسوی، از جمله وقایعی است که بر زندگی کاری او اثر می‌گذارد؛ چراکه والری، برای شعر مالارمه اهمیت زیادی قائل بود؛ به آن دلیل که توانسته بود زبان شعری را از کارکرد توصیفی روزمره‌اش جدا کند، طوری که زبان شعری بتواند به خودکفایی برسد. آشنایی با مالارمه، سبب علاقه‌مندی والری به ادگار آلن‌پو و اثرگذاری اصل ساختارگرایانه پو در اشعار بعدی‌اش می‌شود. او متوجه می‌شود که ایده‌ها، عواطف و هراس‌هایش همگی از الگوهای تجویز شده معینی تبعیت می‌کرده‌اند و برای رهایی از سیطره‌ آن ایده‌ها و عواطف کوشید.  او چند سال به همین منوال سپری کرد تا به سفارش مجله ادبی و نقد «لا نووِل روو»، مقاله‌ای درباره لئوناردو داوینچی می‌گیرد. «درآمدی بر روش لئوناردو داوینچی» با اینکه کاری سفارشی بود، فرصتی شد تا والری بسیاری از احتجاج‌های خود را در مورد ماهیت تفکر به‌طور اعم بیازماید و در آن روایتی ساختارگرایانه بر اساس نوشته‌های رنه دکارت در پیش بگیرد.  
موسیقی در اشعار والری جایگاهی مهم دارند:«والری اعتراف کرد که تحت‌تأثیر پاساژهای آوازی کریستوف گلوک و ریشارد واگنر بوده است و چیزی که در اپرا زیاد توجهش را جلب می‌کند، امتزاج ویژه دیالوگ و موسیقی است که سبب می‌شود مخاطب تحت اختیار ملودی مرکب کلامی و موسیقایی درآید.» والری در سرودن اشعارش غرق موسیقی‌مندی شعر بوده است. در کنار تحلیل‌هایی که در این فصل درباره آثار والری ارائه شده، نویسنده تأکید کرده که یکی از بدیع‌ترین نوشته‌های والری در بیست سال آخر عمرش، در قالب سلسله‌ کارهای کوتاهی به شیوه دیالوگ‌های سقراطی و با عناوین «سقراط و طبیبش»، «روح و رقص» و «ائوپالینوس یا معمار» منتشر می‌شود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ