
در مدیریت رویدادهای هنری، گاهی یک انتخاب، فراتر از یک انتصاب اداری، حامل یک پیام است؛ پیامی درباره اینکه مدیران فرهنگی چگونه به هنر نگاه میکنند و چه نسبتی میان تجربه، اعتبار و مسئولیت قائل هستند. انتخاب مرضیه برومند به عنوان دبیر سیویکمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان از همین جنس است، تصمیمی که بیش از آنکه یک جابهجایی مدیریتی باشد، میتواند نشانه بازگشت به اصل مهم شایستهسالاری در عرصه فرهنگ تلقی شود.

مرگ، آخرین حریم انسان است، آخرین پرده نمایشی که دیگر مخاطب نمیخواهد، بلکه تنها احترام میطلبد. مراسم تشییع و خاکسپاری، آیین بدرقه است؛ جایی که سکوت از هر کلامی رساتر است و حضور، معنایی جز همدلی ندارد. اما انگار در روزگار سلطه شبکههای اجتماعی، حتی آیین مرگ و خاکسپاری هم از اشغال دوربینهای موبایل در امان نمانده است.

در تاریخ سینمای ایران بازیگرانی بودهاند که به واسطه یک نقش در حافظه جمعی ماندگار شدهاند و بازیگرانی که با یک تیپ شناخته میشوند؛ اما اکبر عبدی از آن دست بازیگرانی است که نمیتوان او را در یک قالب خلاصه کرد.

«پلاس جانسون»، نوازنده برجسته ساکسوفون جاز آمریکایی که با ملودی ماندگار خود در فیلم کلاسیک «پلنگ صورتی» (۱۹۶۳) جاودانه شد، در ۹۴ سالگی در لسآنجلس درگذشت. درگذشت پلاس جانسون، فرصتی است برای بازخوانی اهمیت قطعهای که شاید بسیاری از شنوندگان نام نوازندهاش را نمیدانستند، اما صدای ساز او را بهخوبی در ناخودآگاه خود ثبت کردهاند. این یکی از ویژگیهای شگفتانگیز موسیقی است.

خبر تعطیلی موقت سینما قدس، اگرچه در ظاهر تنها یک خبر مدیریتی است، اما در لایههای عمیقتر، هشداری درباره سرنوشت حافظه فرهنگی شهری است که هر روز بخشی از خاطراتش را از دست میدهد.

پخش مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ در سینماهای کشور، با وجود لغو دو دیدار تیم ملی و محدودیتهای زمانی و اجرایی، به یکی از پرفروشترین تجربههای نمایش رویدادهای زنده در سالنهای سینما تبدیل شد.

سخنرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بیستوسومین نشست وزیران فرهنگ سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان را میتوان تلاشی برای برجستهسازی نقش فرهنگ در معماری جدید مناسبات منطقهای دانست. سخنرانیای که از یکسو بر ظرفیتهای تمدنی مشترک کشورهای عضو تکیه دارد و از سوی دیگر، میکوشد فرهنگ را از جایگاه یک فعالیت صرفاً هنری یا نمادین به سطح یک ابزار مؤثر در دیپلماسی و همکاریهای بینالمللی ارتقا دهد.

مرگ مادر، فقط خاموش شدن چراغ یک خانه نیست، خاموش شدن آخرین پنجرهای است که آدم از آن، خودش را در کودکی میدید. هر قدر هم سالها گذشته باشد، هر قدر هم موها سپید شده باشد و نام و آوازهای برای خود ساخته باشی، تا وقتی مادر هست، جایی در جهان وجود دارد که هنوز برای کسی «پسر» هستی. با رفتن مادر، انگار این نسبت برای همیشه از جهان حذف میشود، نسبتی که هیچ عنوان و موفقیتی جای آن را پر نمیکند.

اگر بخواهیم «گلسنگ» ساخته ابراهیم ایرجزاد را نه صرفاً یک ملودرام خانوادگی که بهمثابه یک سند اجتماعی از زیست طبقه متوسط ایرانی در سالهای اخیر بخوانیم، باید اول به این نکته توجه کنیم که خانهای که محبوبه و ایرج پس از سالها پسانداز و صرفهجویی میخرند، صرفاً یک لوکیشن دراماتیک برای وقوع حوادث نیست، این خانه نماد آرزوی برآورده نشده یک قشر اجتماعی است که ثبات و امنیت را در مالکیت جستوجو میکند، اما هرگز به آن آرامش موعود نمیرسد.

گفتوگوی اخیر مدیرکل دفتر مطالعات و دانش سینمایی سازمان سینمایی با «ایرنا»، فارغ از جنبههای اداری و آماری، یک نکته مهم را به میان میآورد. اینکه آموزش سینما را نباید صرفاً از دریچه صنعت سینما دید. این نگاه، اگرچه دیرهنگام است، اما میتواند آغاز تغییری در نسبت ما با مفهوم آموزش هنر باشد.

اگر فوتبال را صرفاً یک رقابت ورزشی ندانیم، بلکه آن را نظامی از نشانهها و مناسک فرهنگی تلقی کنیم، رویارویی ایران و مصر در جام جهانی، به متنی تبدیل میشود که باید آن را خواند، نه فقط تماشا کرد. هر مسابقه بزرگ، شبکهای از دالها و مدلولهاست که در آن پرچم، سرود ملی، رنگ پیراهن، شیوه بازی، واکنش تماشاگران و حتی شادی پس از گل، به نشانههایی فرهنگی بدل میشوند؛ نشانههایی که چیزی فراتر از نتیجه مسابقه را روایت میکنند. از منظر نشانهشناسی فرهنگی، زمین فوتبال فضایی است که در آن هویتها بازنمایی میشوند.

در چند سال اخیر و همزمان با گسترش شبکههای اجتماعی، شاهد شکل تازهای از عزاداری و سوگواری عمومی هستیم. این تحول نشان میدهد که آیینهای مذهبی و مناسکی، دیگر محدود به فضاهای سنتی و حضوری نیستند، بلکه در بستر رسانههای دیجیتال بازآرایی شده و به اشکال جدیدی از تجربه جمعی و فردی تبدیل شدهاند.

بعضی فیلمها را با داستانشان به یاد میآوریم، بعضی را با بازی بازیگرانشان و بعضی را با تصاویر ماندگاری که در حافظه جمعی ما حک میکنند. اما «روز واقعه» از آن دست فیلمهایی است که بیش از هر چیز با کلماتش در خاطر مانده است، با دیالوگهایی که از مرز گفتوگوهای معمول سینمایی عبور میکنند و به تأملاتی فلسفی، عرفانی و اجتماعی بدل میشوند.

عکس «مرتضی آخوندی» از خاکسپاری ۱۶۸ دانشآموز شهید میناب که در حملات روزهای اول جنگ توسط آمریکا و اسرائیل به شهادت رسیدند، عنوان اول بخش عکاسی خبری مسابقات Golden Shot ۲۰۲۶ را کسب کرد.

رضا کیانیان هفتادوپنج ساله شد. وقتی از او حرف میزنیم نه فقط به عنوان یک بازیگر، بلکه به مثابه یک «موقعیت فرهنگی» حرف میزنیم.

بهنام رضازاده، عکاس و امدادگر هلال احمر که اخیراً جایزه بهترین عکس دومین پویش «وطن به روایت من» را دریافت کرده است. عکسی که با عنوان «چشمهایش» معروف شده است. همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما هم این عکس را عکسی جهانی توصیف کرده است. این عکس در تاریخ ۱۸ اسفند، پس از انفجار در خیابان ملکالشعرای بهار ثبت شده است.

از امروز میتوانید این ستون را در صفحه فرهنگی روزنامه ایران بخوانید که در آن نگاهی تحلیلی به رخدادهای فرهنگی از سینما و تئاتر گرفته تا موسیقی و هنرهای تجسمی و هر آنچه در قلمرو امر فرهنگی قرار میگیرد، خواهیم انداخت از فرهنگ در زندگی روزمره تا مدیریت و سیاستگذاریهای فرهنگی؛ اما چرا تحلیل فرهنگی روز؟ در عصر انفجار اطلاعات، دسترسی به خبر بیش از هر زمان دیگری آسان شده است. هر روز هزاران خبر، گزارش، تصویر و روایت از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی در برابر مخاطبان قرار میگیرد.

آغاز دوباره تورکنسرت «ایرانم» علیرضا قربانی از شهر تبریز را نمیتوان صرفاً یک رویداد موسیقایی دانست. این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که جامعه بیش از هر زمان دیگری به نشانههای امید، همبستگی و بازسازی سرمایه اجتماعی نیاز دارد و هنر، بهویژه موسیقی، یکی از مهمترین ابزارهای تحقق این هدف به شمار میرود.

اگرچه آخرین حضور لعیا زنگنه در یک سریال به دو سال پیش و سریال «یزدان» به کارگردانی منوچهر هادی برمیگردد اما هنوز در خاطره بصری اغلب مخاطبان، شمایل او در نقش «مریم افشار» سریال «در پناه تو» ثبت شده و به یاد میآید.

استاد کیهان کلهر، نوازنده برجسته کمانچه در پی برقراری اینترنت بینالمللی در کشور، از تبلیغ و حمایت کسبوکار اهالی فرهنگ و هنر به مدت ۸۸ روز در حساب رسمی خود در اینستاگرام خبر داد.