
«شفانامه» از آن دست کتابهایی است که با وصف جزئیاتی بجا اما به دور از کسالت، خواننده را صفحه به صفحه و حتی کلمه به کلمه با خود همراه میکند تا در فضای رازآلود و ماجراجویانه پیش برود، در واقعیت و خیال پرسه بزند تا به حقیقتی دست یابد که شاید روزنه امیدی باشد برای ادامه زیستن.

«سرمه» داستانی است که از خاطرات نوجوانی یک پدر به زندگی یک نوجوان عراقی پل میزند و با نگاهی به چالشهای انسانی در دوران بحران و جنگ، داستانی جذاب تأثیرگذار را روایت میکند.

اکو چندان شیفته روانشناسی شخصیت نیست، بلکه مجذوب این واقعیت است که چگونه موجوداتی کاملاً ساختگی، میتوانند در ذهن خواننده به درجهای از واقعیت برسند که گاه از آدمهای واقعی ماندگارتر شوند.

انسان امروز در مواجهه با سپاهیان زرهپوش اخبار و مظاهر دنیای معاصر بهمثابه گالیوری است در بند آدم کوچولوها که میاندیشد این بندهای کوچک و بیاعتبار نمیتوانند او را به اسارت درآورند اما این گمان ناشی از بیماری شناختی است و آدمی را همین ناچیزانگاری میتواند به سقوطی بزرگ رهنمون شود. از پس این همه، انساننویس است که میرهد؛ آن هم نویسندهای که خود را با انواع سلاحها اعم از طنز و فلسفه به مدد گلولههایی از جنس کلمه و زبان تجهیز کرده و با این مظاهر رویاروی میشود.

مفاهیم روانکاوانه از زمان مطرح شدن این نظریه در اوایل قرن بیستم تا به امروز، هم در شیوه فهم ادبیات (نقد ادبی) تأثیر گذاشتهاند و هم در آفرینش متون ادبی. بسیاری از نویسندگان، شاعران، نمایشنامهنویسان و فیلمنامهنویسان با تأثیرپذیری مستقیم از این مفاهیم، آثار خود را به کاوش در تاریکترین حوزههای حیات روانی انسان معطوف کردهاند.

رمان «مردم عادی» از اولین سطر تا واپسین جمله، چون چشمهای زلال از جوانی و عشق جاری است؛ اثری سرزنده، احساسی و هوشمندانه که ذهن انسان را روشن میکند.

قدم زدن در خیابانهای دوبلین، پایتخت مهآلود و شاعرانه ایرلند، همانقدر لذتبخش است که همقدم شدن با واژههای سالی رونی در رمانهایش. از میان سنگفرشهای خیس محله تمپلبار تا کتابفروشیها و کافههای مجلل اطراف کالج ترینیتی، هر گوشه شهر را هالهای از فرهنگ دربر گرفته است.

در «میانپرده/ Intermezzo»، سالی رونی بار دیگر به دغدغههای همیشگیاش بازمیگردد: پیوندهای ناپایدار انسانی، بحران هویت و شکافهای پنهان در روابط خانوادگی و عشق.

داریوش مؤدبیان گفت: جامعه آمریکایی و درد و رنج مردم آن مهمترین محور موضوعی آثار اونیل را تشکیل میدهد.

به تازگی کتاب «بوطیقای عشق رمانتیک در ویس و رامین و منظومههای عاشقانه» نوشته کمرون کراس، استاد برجسته دانشگاه میشیگان، با ترجمه نیما ظاهری و به همت انتشارات خوارزمی در ۶۴۰ صفحه منتشر شده است.

«روانکاوی تالستوی» پرترهای روانشناختی از لئو تالستوی ارائه میدهد که نگرشی تازه و خاص به ذهن این غول ادبی است.

علیرضا پیروزان به «ایران»گفت: رمان «رستاخیز» (۱۸۹۹) واپسین تلاش تولستوی برای آشتی دادن انسان با حقیقت است. اینجا دیگر او نویسندهای صرف نیست، بلکه منادی و پیامآوری اخلاقی است که میکوشد نظام قضایی، دینی و اجتماعی روسیه را از اساس نقد کند.

فیودور داستایفسکی، کار نوشتن آخرین رمان خود یعنی «برادران کارامازوف» را سال ۱۸۷۸ آغاز کرد. این اثر به صورت پاورقی از ژانویه ۱۸۷۹ تا نوامبر ۱۸۸۰ در مجله روسی «وستنیک» منتشر میشد.

پیام ابراهیمی به «ایران» گفت: «هیرو» داستانی است که بین یک عشق ممنوع و یک داستان عاشقانه حرکت میکند. موانعی از جنس هنجارهای اجتماعی جلوی رابطه طرفین را میگیرد، اما جدای این موانع مشکلاتی که ریشه در خود شخصیتهای اصلی دارد و از جنس اجتماعی نیست نیز در داستان خودنمایی میکند.

محسن سلیمانیفاخر روزنامهنگار درباره آسیبشناسی یک مراسم فرهنگی، یادداشتی به روزنامه ایران ارائه کرد.

فرناز خطیبی جعفری نویسنده سوگا و هیرو، یادداشتی به روزنامه ایران ارائه کرد.

معصومه اسماعیلی پژوهشگر و روزنامهنگار درباره کتاب «هیرو» نوشته فرناز خطیبی جعفری، یادداشتی به روزنامه ایران ارائه کرد.

کتاب «هیرو» داستانی است که در آن یکی یا هر دو طرف یکی از هنجارهای اجتماعی را نقض میکنند. «داستان عاشقانه» با «عشق ممنوع» تفاوت دارد. هر دو داستان قدمتی چندین هزار ساله دارند و نمونههای درخشانی از آنها در ادبیات موجود است.

در سراسر آثار کارلوس فوئنتس، روایت نه بازگویی واقعیت، بلکه آفرینش دوباره هستی است. او نویسندهای است که میداند جهان از کلمه ساخته شده و هر واژه حامل نوعی قدرت احضار است.

در جهان کارلوس فوئنتس (۲۰۱۲-۱۹۲۸)، تاریخ همیشه زنده است؛ نه به مثابه گذشتهای دفنشده، بلکه همچون تنی که پیوسته پوست میاندازد تا چهرههای تازهای از همان زخمهای کهن را آشکار کند.