
«خوراک صدف» تنها داستان یک خانواده نیست، بلکه روایتی است از جوامع اروپایی گرفتار دوگانگی، که در نهایت به شورش و فروپاشی میانجامد.

نام «بک سهی با انتشار کتاب «میخواهم بمیرم، ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم» بر سر زبانها افتاد؛ اثری که به بیش از ۲۵ زبان ترجمه شد و به گفتوگویی جهانی درباره سلامت روان دامن زد.

«خوراک صدف» رمانی کوتاه اما عمیق است؛ داستانی که با یک شام ساده آغاز میشود و به پرسشی بزرگ درباره استبداد کمونیستی، سرکوب و رهایی میرسد.

یوسف کارگر به «ایران» گفت: ترجمه «سلاخخانه شیکاگو» تلاشی بود برای اینکه صدای کارگران در میان هیاهوی دنیای دیجیتال امروز گم نشود.

سلاخخانه شیکاگو یک یادآوری دائمی دارد که به جغرافیا و دوره خاصی محدود نمیشود، یادآوری اینکه پیشرفت بدون عدالت، تنها یک پوشش زیبا روی یک زوال اخلاقی عمیق است.

آنچه باعث شد روی ترجمه «سلاخخانه شیکاگو» (جنگل) کار کنم، نه فقط شهرت این رمان در رسوایی سردمداران صنعت گوشت، بلکه ترکیب عجیبی بود از آرمانگرایی، درد انسانی و صداقت نویسنده در مواجهه با فساد.

در آغاز قرن بیستم، زمانی که آمریکا تصویری نوظهور و اتوپیایی از صنعتیشدن ارائه کرد، رمانی منتشر شد که پرده زرین رویای آمریکایی را کنار زد و چهره تیره کاپیتالیسم را آشکار کرد.

ملکیان با تاکید بر سه ویژگی ممتاز کتاب گفت: کتاب «گزارش و تحلیل خیلی دقیقی» از آرای ریچارد رورتی است که در آن، گزارش «مستند و بدون کم و بیش» و تحلیل «کاملاً پذیرفتنی، مقبول و معقول» ارائه شده است.

ریچارد رورتی در کتابِ جریانساز «پیشامد، بازی و همبستگی/ Contingency, Irony, and Solidarity»، پروژهای جسورانه را برای بازتوصیف فرهنگ لیبرال آغاز میکند.

در میانه آشوبهای جهان مدرن، جایی که فردگرایی لگامگسیخته و اتمیزه شدن اجتماعی، تاروپود جوامع را تهدید میکند، بازخوانی مفهوم «همبستگی» به ضرورتی فکری و اگزیستانسیال بدل شده است.

جلد دوم مجموعه «جان کلام» به بررسی و تحلیل «جنگ و صلح» اثر لئو تولستوی اختصاص دارد؛ یکی از مهمترین رمانهای ادبیات جهان.

یکی از نقاط قوت رمان «حریر غزاله»، توانایی الحارثی در خلق شخصیتهایی است که در عین محلی بودن، جهانیاند.

جوخه الحارثی، نویسنده عمانی که در سال ۲۰۱۹ با رمان «بانوان مهتاب» برنده جایزه «من بوکر» بینالمللی شد، نامی آشنا در ادبیات معاصر عرب است.

جان سرل تنها یک نظریهپرداز نبود؛ او یک مناظرهگر قهار با سبکی تهاجمی بود که از ورود به جدالهای فکری بزرگ ابایی نداشت.

کشف دوباره ذهن (The Rediscovery of the Mind) را میتوان جدلیترین و مبارزهجویانهترین کتاب سرل دانست؛ حملهای مستقیم به پارادایمهای غالب در فلسفه ذهن و علوم شناختی قرن بیستم.

مجموعه آثار جان سرل را نباید صرفاً فهرستی از کتابهای نامرتبط، بلکه باید به مثابه یک پروژه واحد و در امتداد یک خط سیر مشخص در نظر گرفت.

جان سرل، روزی در حال گفتوگو با فوکو، از پیچیدهنویسی و ابهام در فلسفه فرانسوی گله کرد. فوکو که نگاهی انتقادی به ژاک دریدا داشت، با لحنی خاص پاسخ داد که دریدا «تروریسم ابهام» را به کار میگیرد: «آنقدر مبهم مینویسد که نمیتوانی بفهمی چه میگوید و این بخش ابهاماش است. بعد وقتی از او انتقاد میکنی، همیشه میتواند بگوید: تو مرا نفهمیدی؛ تو یک احمقی. و این بخش تروریسماش است.»

نوشتن فیلمنامه ۱۵ قسمتی «کوچک جنگلی» بیش از یکسال وقت ناصر تقوایی را گرفت و پیش تولید آن دو سال زمان برد، اما ناصر تقوایی بعد از ۳ سال کوشش در سال ۱۳۶۱ از کارگردانی و تولید سریال حذف شد و این متن هرگز به تصویر نرسید.

هوشنگ مرادیکرمانی نویسنده درباره مرحوم ناصر تقوایی یادداشتی به روزنامه ایران ارائه کرد.

علی نصیریان در گفتوگویی با «ایران» از اولین دیدار با تقوایی، از خلاقیت و وسواس او، از دندان طلایی که کلید شخصیت «مستر فرحان» شد و از سینماگری میگوید که به تعبیر او «خودش بود، صادق و بیادا.»