از تابستان ۲۰۲۴ تا پاییز ۲۰۲۵، ایالات متحده شاهد سلسلهای از اعتراضات گسترده علیه بازگشت سیاسی دونالد ترامپ بود؛ اعتراضاتی که با شعارهایی چون «دموکراسی در خطر است» و «بدون دیکتاتور» شکل گرفتند و در برخی موارد به درگیریهای خیابانی انجامیدند. این موج اعتراضی، نشانهای از شکاف اجتماعی عمیق و فرسایش مشروعیت سیاسی در جامعه آمریکا تلقی میشود.
ویلیام کلیولند در کتاب خود با عنوان تاریخ خاورمیانه مدرن مینویسد؛ تمام نخبگان برجسته مکه از قبیله قریش بودند؛ قبایلی که سکونت در این شهر را انتخاب کرده و نقش مقدس آن را پاس میداشتند و بر عرصه سیاسی و اقتصادی شهر تسلط داشتند. گرچه ساختارهای رسمی شهری هنوز شکل نگرفته بود، اما یک شورای غیررسمی از بازرگانان سرشناس قریش امور روزمره شهر را تنظیم و مدیریت میکرد.
اعتراضات مردمی در واکنش به سیاستهای ترامپ تشدید میشود؛
با روی کار آمدن ترامپ به سمت ریاست جمهوری اسالات متحده و ورود مجدد او به کاخ سفید در سال ۲۰۲۴، اعتراضات متعددی در سراسر ایالات متحده و سایر کشورها علیه رئیس جمهوری آمریکا برگزار شده است.
رئیسجمهور آمریکا در واکنش به حکم دیوان عالی این کشور برای لغو تعرفههای وضعشده، گفت: حذف تعرفهها، امنیت ملی را به خطر انداخته و اقتصاد را با مشکل مواجه میکند.
رسانه آی۲۴ نیوز گزارش داد که کابینه رژیم صهیونیستی ظهر امروز نام «جنگ رستاخیز» را بهعنوان عنوان رسمی جنگ غزه تصویب کرده است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این رژیم، در جلسه کابینه این جنگ را ادامهای بر جنگ استقلال اسرائیل دانست و آن را «جنگ تجدید حیات ملت» نامید.
خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، در گفتوگو با شبکه الجزیره اعلام کرد که با میانجیگری قطر و ترکیه، توافقی برای توقف فوری تروریسم و اقدامات خصمانه میان اسلامآباد و کابل حاصل شده است. وی تأکید کرد که اوضاع به حالت عادی بازگشته و هیچ تهدید قریبالوقوعی از خشونت یا تروریسم وجود ندارد. این توافق پس از تنشهای خونبار مرزی و بسته شدن گذرگاههای تجاری میان دو کشور به دست آمد.
اعلام بازگشت نیروهای آمریکایی به پایگاه هوایی بگرام در افغانستان از سوی دونالد ترامپ، نشانهای از تغییر راهبرد واشنگتن از مبارزه با تروریسم به رقابت با قدرتهای بزرگ است. موقعیت جغرافیایی بگرام، امکان نظارت همزمان بر ایران، چین و حوزه نفوذ روسیه را فراهم میکند؛ امری که افغانستان را از یک کشور جنگزده به نقطهمحوری در معادلات ژئوپلیتیکی بدل کرده است.
گزارش میدل ایست مانیتور درباره شکاف ژئوپولیتیکی پس از پایان قطعنامه ۲۲۳۱ نوشت؛
در گزارشی تحلیلی، میدل ایست مانیتور پایان قطعنامه ۲۲۳۱ را نه پایان یک روند فنی، بلکه آغاز شکافی ژئوپولیتیکی دانست که ایستادگی ایران در برابر تمدید تحریمها، آن را به نماد فروپاشی نظم تکقطبی غرب بدل کرده است. حمایت گسترده کشورهای جنوب جهانی از موضع تهران، نشاندهنده خیزش نظم چندقطبی و بازتعریف مشروعیت در حکمرانی جهانی است.
مارتین گودمن_ استاد تاریخ خاورمیانه دانشگاه آکسفورد در یادداشت خود نوشت: توافق آتشبس اخیر، با وجود ظاهری مثبت، همچنان پر از نقاط ضعف و محدودیت است که میتواند از اثرگذاری بلندمدت آن جلوگیری کند.
شبلی تلهامی_ عضو شورای روابط خارجی آمریکا نوشت: توافق اخیر میان اسرائیل و حماس در غزه، اگرچه آزادی اسرای اسرائیلی و فلسطینی را به همراه داشته و جریان کمکهای بشردوستانه به منطقه را افزایش داده است، بیش از یک آتشبس موقت و تبادل اسرا نیست.
استیون کوک_ پژوهشگر ارشد خاورمیانه در شورای روابط خارجی نوشت: مطمئنم هیچ نقطهای از جهان وجود ندارد که در آن شکاف میان واقعیت عینی و سیاست خارجی ایالات متحده بیش از خاورمیانه باشد. حمله به عراق و نسخههای گوناگونِ روند صلح اسرائیل و فلسطین، همگی نمونههایی از تلاقی خیالپردازی آمریکایی با شکست طی چند دهه گذشتهاند و با این حال، توهمها همچنان پابرجا هستند.
استفن والت_ استاد دانشگاه هاروارد نوشت: جای تعجب نیست که دونالد ترامپ در حال جشن گرفتن پیروزی است و توافق آتشبس را «طلوع تاریخی خاورمیانه جدید» مینامد. با این حال، او قبلاً چیزهای مشابهی گفته است و برخی از اسلاف او نیز چنین گفته بودند. امیدوارم حق با او باشد، اما من روی آن شرط نمیبندم.
آصلی آیدین تاشباش_ پژوهشگر ارشد بروکینگز در یادداشت خود نوشت: توافق در غزه با پیشنهاد آتشبس ایالات متحده، گامی مهم در جهت کاهش فوری خشونتها و بازگشت راه حل دو دولتی منطبق با سیاست آمریکاست.
ناتان ساکس_ عضو ارشد انیستیتو خاورمیانه در یادداشت خود نوشت: آتشبس دو دستاورد فوری دارد، توقف نسبی خصومتها و جریان بیشتر کمکها که اگر بهخوبی توزیع شوند جلوی فاجعه انسانی را خواهند گرفت؛ اگر دولتها (بهویژه آمریکا) به اجرای کامل و مرحله دوم پایبند بمانند، توافق میتواند ادامه یابد.
زید رعدالحسین_ کمیسر پیشین حقوق بشر سازمان ملل در یادداشت خود نوشت: صلح پایدار در خاورمیانه هنوز قابل دستیابی است، مشروط بر اینکه آتشبس فعلی میان اسرائیل و حماس تنها به سطح نظامی محدود نماند و به چهارچوبی سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.
عمرو حمزوی_ عضو ارشد و مدیر برنامه خاورمیانه در بنیاد کارنگی در یادداشت خود نوشت: توافق صلح غزه با رویکرد مرحلهای (تدریجیگرایی) میتواند شانس موفقیت بالاتری داشته باشد.
فرید زکریا_ تحلیلگر واشنگتن پست در ستون یادداشت این روزنامه نوشت: دونالد ترامپ اغلب «رئیسجمهوری معاملهگر» نامیده میشود و هفته گذشته این توصیف منجر به موفقیت شد. آتشبس غزه معاملهای پیچیده بود. مرحله اول واقعاً مسیری محتمل برای پایان دادن به خشونت وحشتناک در غزه است و فرصتی که ارزش امتحان کردن دارد. این توافق پنج واقعیت مهم در مورد خاورمیانه امروز را آشکار میکند.
دنیس راس_ مشاور مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن در یادداشتی نوشت: توافق آتش بس، راهی واقعی برای متوقفکردن جنگ در غزه و ایجاد پایهای برای یک راهحل پایدار فراهم میآورد. در مرحله اول آتشبس، جنگ متوقف میشود که توقف حملات، عقبنشینی بخشی از نیروهای اسرائیل به خطوط توافقشده، و مبادله اسرا (آزادسازی همه اسرای زنده در برابر صدها تا هزاران زندانی فلسطینی) و بازگشت فوری کمکهای بشردوستانه به غزه که اجازه پاکسازی آوار، بازسازی ابتدایی و از سرگیری فعالیتهای اقتصادی محدود را میتواند به همراه داشته باشد.
تأثیر طرح ترامپ بر آینده خاورمیانه از نگاه ۱۰ کارشناس روابط بینالملل
«امروز نهتنها جنگ به پایان رسیده، بلکه طلوع تاریخی خاورمیانه جدید رسیده است.» این جمله پرطمطراق دونالد ترامپ در کنست اسرائیل در روزی که صلح خود را جشن میگرفت، بیش از آنکه نشانگر راهبرد رئالیستی «صلح از طریق قدرت» باشد، نشاندهنده ایدهآلیسم ویلسونی نهفته در درونش است.
محمد محسن فایضی_ کارشناس مسائل فلسطین در یادداشتی برای روزنامه ایران نوشت: حدود یک هفته از آغاز آتشبس در غزه گذشته است. تبادل اسرای زنده اسرائیلی بدون دردسر خاصی در مقابل آزادی حدود ۲ هزار اسیر فلسطینی انجام شد. اما درست از فردای تبادل اسرا، موضوع تبادل جسدهای اسرائیلی با پیکر شهدای فلسطینی وارد چالش ویژهای شد.